هر روز نو برآئی ای دلبر جان
سودای نوی درافکنی در سر جان
در ده پرده بهر سحر ساغر جان
ای تو پدر جان من و مادر جان
این رباعی به تجلی هر روزهی معشوق و نقش او در حیات عاشق میپردازد. مولانا میفرماید: «هر روز نو برمیآیی، ای دلبر جان،» «سودای جدیدی در سر جان میاندازی.» «در ده، به جهت سحر (روشن شدن) ساغر جان را (عشرت) بده،» «ای تو پدر جان من و مادر جان!» این رباعی، بیانگر تجلیات مداوم معشوق و تأثیر او بر روحیهی عاشق، و نشاندهندهی این که معشوق منبع حیات و وجود عاشق است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی