عید آمد و عیدانه جمال سلطان
عیدانه که دیده است چنین در دو جهان
عید این بود و هزار عید ای دل و جان
کان گنج جهان برآمد از کنج نهان
این رباعی به تجلی جمال الهی و شادی حاصل از آن میپردازد. مولانا میفرماید: «عید آمد و عیدی (هدیه) آن، جمال سلطان (خداوند) است،» «چه عیدی چنین در دو جهان دیده شده است؟» «عید این بود و هزار عید، ای دل و جان،» «که آن گنج جهان از گوشهی پنهان بیرون آمد.» این رباعی، بیانگر شادی حقیقی از تجلی جمال الهی است که از هر عید دیگری برتر است و اشاره به کشف گنج پنهان حق که در درون هر انسانی است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی