رفتم به طبیب و گفتم ای زینالدین
این نبض مرا بگیر و قاروره ببین
گفتا با دست با جنون گشته قرین
گفتم هله تا باد چنین باد چنین
این رباعی به عشق به جنون و رهایی از عقل ظاهری میپردازد. مولانا میفرماید: «رفتم به طبیب و گفتم: “ای زینالدین،”» «”این نبض مرا بگیر و قاروره (ظرف ادرار برای تشخیص بیماری) را ببین.”» «گفت: “با جنون همراه شده است.”» «گفتم: “هان! تا باد چنین باد، چنین!”» این رباعی، بیانگر استقبال عاشق از جنون عشق و عدم تمایل به عقل ظاهری، و نشاندهندهی برتری عشق بر هر گونه عقلانیت متعارف.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی