از بسکه فساد و ابلهی زاد از من
در عمر کسی نگشت دلشاد از من
من طالب داد و جمله بیداد از من
فریاد من از جمله و فریاد از من
این رباعی به شکایت از نفس و ابلهی خود میپردازد. مولانا میفرماید: «از بس که فساد و ابلهی از من زاده شد،» «در عمر کسی از من شاد نشد.» «من طالب عدل (داد) هستم و همه ستم (بیداد) از من است،» «فریاد من از همه (مردم) و فریاد از من (نفس)!» این رباعی، بیانگر خودسرزنشگری و پشیمانی از اعمال نفس اماره، و نشاندهندهی فریاد عاشق از خود و از تمام مشکلات.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی