میپنداری که از غمانت رستم
یا بیتو صبور گشتم و بنشستم
یارب مرسان به هیچ شادی دستم
گر یک نفس از غم تو خالی هستم
این رباعی به عشق بیحد و حصر عاشق به غم معشوق و عدم رهایی از آن میپردازد. مولانا میفرماید: «گمان میبری که از غمهایت رها شدم،» «یا بیتو صبور شدم و آرام گرفتم؟» «یا رب! دستم را به هیچ شادی نرسان،» «اگر یک لحظه از غم تو خالی باشم!» این رباعی، بیانگر این که عاشق، غم معشوق را بر هر شادیای ترجیح میدهد، و نشاندهندهی آرزوی او برای دائمی بودن غم عشق.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی