من کاستهٔ وفای آن مهرویم
گر خواهد و گر نخواهد آنمه رویم
زو آب حیات ابدی میجویم
او آب حیات آمده و من جویم
این رباعی به طلب آب حیات از معشوق و تجلی او در آن میپردازد. مولانا میفرماید: «من تشنهی وفای آن ماهرو (معشوق) هستم،» «چه بخواهد و چه نخواهد، رو به سوی آن ماه (معشوق) میآورم.» «از او آب حیات ابدی میجویم،» «او آب حیات آمده و من جویندهی آنم!» این رباعی، بیانگر طلب آب حیات از معشوق و تجلی او در این آب، و نشاندهندهی این که خود معشوق، سرچشمهی حیات ابدی است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی