من سر بنهم در رهت ای کان کرم
کامروز از تو ای صنم مست ترم
سوگند خورم و گر تو باور نکنی
سوگند چرا خورم چرا می نخورم
این رباعی به تسلیم عاشق به معشوق و مستی او از عشق میپردازد. مولانا میفرماید: «من سر در راه تو مینهم، ای معدن کرم،» «که امروز از تو، ای بت (معشوق)، مستترم.» «سوگند میخورم و اگر تو باور نکنی،» «چرا سوگند بخورم، چرا می (عشق) نخورم؟!» این رباعی، بیانگر تسلیم کامل عاشق به معشوق و مستی بیحد او از عشق، و نشاندهندهی این که نیازی به سوگند برای اثبات عشق نیست، بلکه خود عشق بهترین گواه است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی