گویی تو که من ز هر هنر باخبرم
این بیخبری بس که ز خود بیخبری
تا از من و مای خود مسلم نشوی
با این ملکان محرم و همدم نشوی
این رباعی به لزوم رهایی از خود و خودخواهی برای رسیدن به حق میپردازد. مولانا میفرماید: «تو میگویی که من از هر هنری باخبرم،» «این بیخبری بس است که از خود بیخبری!» «تا از “من” و “ما”ی خود رها نشوی،» «با این پادشاهان (الهی)، محرم و همدم نمیشوی.» این رباعی، بیانگر اهمیت رهایی از نفس و خودخواهی برای رسیدن به مقام قرب الهی، و نشاندهندهی این که آگاهی حقیقی، در بیخبری از خود است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی