فانی شدم و برید اجزای تنم
میچرخ که بر چرخ بد اول وطنم
مستند و خوشند و میپرستند همه
در عیب از این وحشت و زندان که منم
این رباعی به فنای عاشق و رهایی او از زندان جسم میپردازد. مولانا میفرماید: «فانی شدم و اجزای تنم بریده شد،» «میچرخم، که در چرخش (آسمان) بود اولین وطن من.» «همه مست و خوشند و میپرستند،» «(در حالی که) در رنج (عیب) از این وحشت و زندانی که من در آنم (دنیا).» این رباعی، بیانگر فنای جسمانی و رهایی عاشق به سوی وطن اصلی خود در عالم ارواح، و نشاندهندهی رهایی او از رنجهای دنیوی.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی