عشق است صبوح و من بدو بیدارم
عشق است بهار و من بدو گلزارم
سوگند به عشقی که عدوی کار است
کانروز که بیکار نیم بیکارم
این رباعی به بیداری عاشق در عشق و بینیازی از کار میپردازد. مولانا میفرماید: «عشق، صبح است و من به واسطهی آن بیدارم،» «عشق، بهار است و من به واسطهی آن گلزارم.» «سوگند به عشقی که دشمن کار (معمولی) است،» «آن روز که بیکار نیستم، بیکارم!» این رباعی، بیانگر تأثیر عشق بر بیداری و شکوفایی عاشق، و نشاندهندهی این که او در حضور عشق، از هر کار دیگری بینیاز است و حتی در کار نیز بیکار است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی