شاعر نیم و ز شاعری نان نخورم
وز فضل نلافم و غم آن نخورم
فضل و هنرم یکی قدح میباشد
وان نیز مگر ز دست جانان نخورم
این رباعی به بینیازی عاشق از دنیا و تنها طلب او از معشوق میپردازد. مولانا میفرماید: «شاعر نیستم و از شاعری نان نمیخورم،» «و از فضل و دانش لاف نمیزنم و غم آن را نمیخورم.» «فضل و هنر من، یک قدح می باشد،» «و آن نیز مگر از دست جانان (معشوق) نخورم!» این رباعی، بیانگر بینیازی عاشق از هرگونه شغل و مقام دنیوی، و نشاندهندهی این که تنها طلب او، دریافت فیض از دست معشوق است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی