ز اول که حدیث عاشقی بشنودم
جان و دل و دیده در رهش فرسودم
گفتم که مگر عاشق و معشوق دواند
خود هر دو یکی بود من احول بودم
این رباعی به وحدت عاشق و معشوق و رهایی از دوگانگی میپردازد. مولانا میفرماید: «از همان ابتدا که سخن از عاشقی شنیدم،» «جان و دل و دیده را در راهش فرسودم (فدا کردم).» «گفتم که مگر عاشق و معشوق دو هستند،» «خود هر دو یکی بودند، من دوبین (احول) بودم!» این رباعی، بیانگر کشف حقیقت وحدت در عشق پس از تلاشها و فداکاریها، و نشاندهندهی رهایی از توهم دوگانگی.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی