چون رنگ بدزدید گل از رخسارش
آویخت صبا چو رهزنان بردارش
بسیار بگفت بلبل و سود نداشت
تا بو که صباا به جان دهد زنهارش
این رباعی به لطف و قهر معشوق و بیاثر بودن اعتراض میپردازد. مولانا میفرماید: «چون گل، رنگ را از رخسار او (معشوق) دزدید (زیبایی او را گرفت)،» «باد صبا مانند راهزنان، بر دارش آویخت (گل را پژمرده کرد).» «بلبل بسیار گفت (ناله کرد) و سودی نداشت،» «تا بوی باد صبا او را به جان (به سختی) آزاد کند (نجات دهد).» این رباعی، بیانگر قدرت معشوق در لطف و قهر و این که کسی نمیتواند از زیبایی او تقلید کند، و نشاندهندهی بیفایده بودن ناله و اعتراض و لزوم تسلیم در برابر ارادهی معشوق.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی