دلدار چنان مشوش آمد که مپرس
هجرانش چنان پر آتش آمد که مپرس
گفتم که مکن گفت مکن تا نکنم
این یک سخنم چنان خوش آمد که مپرس
این رباعی به پریشانی معشوق، سوز هجران و لطف او در جواب عاشق میپردازد. مولانا میفرماید: «دلدار چنان پریشان آمد که مپرس،» «هجرانش چنان پر از آتش آمد که مپرس.» «گفتم که “مکن!” (این کار را)، گفت: “مکن تا نکنم!” (من این کار را نمیکنم مگر اینکه تو بگویی).» «این یک سخن (جواب معشوق) چنان خوش آمد که مپرس.» این رباعی، بیانگر پریشانی و سوز هجران حتی برای معشوق، و نشاندهندهی نهایت لطف و ناز معشوق که حتی در قهر نیز به خواست عاشق عمل میکند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی