من بودم و دوش آن بت بنده نواز
از من همه لابه بود و از وی همه ناز
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شبرا چه گنه حدیث ما بود دراز
این رباعی به دراز بودن حدیث عشق و گفتگوی عاشق و معشوق میپردازد. مولانا میفرماید: «دیشب من و آن بت بندهنواز (معشوق) بودیم،» «از من همه التماس بود و از او همه ناز.» «شب رفت و گفتگوی ما به پایان نرسید،» «شب را چه گناه، گفتگوی ما طولانی بود.» این رباعی، بیانگر طولانی بودن و عمق گفتگوی عاشق و معشوق که از شدت انس و محبت، حتی شب نیز برای آن کافی نیست، و نشاندهندهی این که این حدیث، پایانی ندارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی