من رنگ خزان دارم و تو رنگ بهار
تا این دو یکی نشد نیامد گل و خار
این خار و گل ارچه شد مخالف دیدار
بر چشم خلاف بین بخند ای گلزار
این رباعی تکرار رباعی 903 است و به وحدت اضداد در نگاه عرفانی و بیمعنایی ظاهر میپردازد. مولانا میفرماید: «من رنگ خزان (اندوه) دارم و تو (معشوق) رنگ بهار (شادی) داری،» «تا این دو (تضاد) یکی نشدند، گل و خار (هم) نیامدند (در حقیقت تفاوتی ندارند).» «این خار و گل اگرچه در دیدار (در نگاه ظاهری) مخالف شدند،» «بر چشمی که خلاف (متفاوت) میبیند، بخند ای گلزار! (زیرا حقیقت را میبیند).» این رباعی، بیانگر وحدت اضداد در حقیقت هستی و عدم تمایز بین خیر و شر در نگاه عرفانی، و نشاندهندهی این که ظاهر فریبنده است و با نگاه عمیقتر، میتوان به وحدت و زیبایی مطلق رسید.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی