گر رنگ خزان دارم و گر رنگ بهار
تا هردو یکی نشد نیامد گل و خار
در ظاهر خار و گل، مخالف دیدار
بر چشم خلاف دید، خندد گلزار
این رباعی به وحدت اضداد در نگاه عرفانی و بیمعنایی ظاهر میپردازد. مولانا میفرماید: «چه رنگ خزان (اندوه و فنا) داشته باشم و چه رنگ بهار (شادی و بقا)،» «تا هر دو یکی نشدند، گل و خار (هم) نیامدند (در حقیقت تفاوتی ندارند).» «در ظاهر، خار و گل در دیدار (در نگاه ظاهری) مخالف هستند،» «(اما) بر چشمی که خلاف (متفاوت) میبیند، گلزار میخندد (زیرا حقیقت را میبیند).» این رباعی، بیانگر وحدت اضداد در حقیقت هستی و عدم تمایز بین خیر و شر در نگاه عرفانی، و نشاندهندهی این که ظاهر فریبنده است و با نگاه عمیقتر، میتوان به وحدت و زیبایی مطلق رسید.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی