آن زلف سیاه و قد رعناش نگر
شیرینی آن لعل شکرخاش نگر
گفتم که زکوة حسن یک بوسه بده
برگشت و به خنده گفت سوداش نگر
این رباعی به وصف زیبایی معشوق و لطف او در پاسخ به عاشق میپردازد. مولانا میفرماید: «آن زلف سیاه و قامت رعنای او را ببین!» «شیرینی آن لب چون لعل شکرریز او را ببین!» «گفتم که “زکات زیباییات را (به من) یک بوسه بده!”» «(او) برگشت و با خنده گفت: “سودای (اشتیاق) او را ببین!”» این رباعی، بیانگر دلربایی بینظیر معشوق و زیباییهای ظاهری او، و نشاندهندهی لطف و شیرینی او در پاسخ به خواست عاشق که با خندهای دلربا، اشتیاق او را ستایش میکند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی