مستان غمت بار دگر شوریدند
دیوانه دلانت سر مه را دیدند
آمد سر مه سلسله را جنبانید
بر آهن سرد عقل را بندیدند
این رباعی به جنون عاشقان و تسلط عشق بر عقل میپردازد. مولانا میفرماید: «مستان غم تو (ای معشوق)، بار دیگر شوریدند (و بیقرار شدند)،» «دلدیوانگان تو، (هلال) ماه را (به عنوان نشانهای از تو) دیدند.» «(معشوق) آمد و سرِ ماه، سلسله (و بند عقل) را جنبانید،» «(و) عقل را بر آهن سرد (نامناسب و بیاثر) بستند (و آن را بیاعتبار کردند).» این رباعی، بیانگر شوریدگی عاشقان از دیدن نشانهای از معشوق، و نشاندهندهی قدرت عشق در غلبه بر عقل و بیاعتبار کردن آن در برابر جذبهی معشوق.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی