قومی به خرابات تو اندر بندند
رندی چند و کس نداند چندند
هشیاری و آگهی ز کس نپسندند
بر نیک و بد خلق جهان میخندند
این رباعی به حال اهل خرابات (مستان عشق) و بیاعتنایی آنها به دنیا میپردازد. مولانا میفرماید: «گروهی در خرابات تو (ای معشوق) در بند (عشق) هستند،» «رندانی (ظاهراً بیبندوبار) هستند که کسی نمیداند چند نفرند (بسیار زیادند).» «(آنها) هوشیاری و آگاهی (از دنیا) را از کسی نمیپسندند،» «(و) بر نیک و بد مردم جهان میخندند (زیرا آنها را بیاعتبار میدانند).» این رباعی، بیانگر وضعیت مستان و رندان عشق الهی که در بند معشوقند و به ظواهر دنیا بیاعتنایی میکنند، و نشاندهندهی آزادی آنها از قید و بندهای عقلی و اجتماعی و خنده آنها بر امور دنیوی.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی