عاشق که تواضع ننماید چکند
شبها که بکوی تو نیاید چکند
گر بوسه زند زلف ترا تیره مشو
دیوانه که زنجیر نخاید چکند
این رباعی به اوصاف و اعمال ناگزیر عاشق میپردازد. مولانا میفرماید: «عاشق که تواضع نکند، چه کند؟ (تواضع طبیعت عاشق است).» «(عاشق) شبها که به کوی تو (معشوق) نیاید، چه کند؟ (بیقرار است و باید بیاید).» «اگر (عاشق) زلف تو را بوسه زند، (ای معشوق) مکدر (دلگیر) نشو،» «دیوانه که زنجیر را نجوید (و به آن نپردازد)، چه کند؟ (نمیتواند خود را مهار کند).» این رباعی، بیانگر اعمال و ویژگیهای ناگزیر عاشق مانند تواضع، شببیداری، و شیفتگی به زلف معشوق، و نشاندهندهی این که این رفتارها از طبیعت عاشق برمیآید و نباید از آنها دلگیر شد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی