روزی که ز کار کمترک میآید
در دیده خیال آن بتک میآید
از نادرهگی و از غریبی که ویست
در عین دلست و دل به شک میآید
این رباعی به تجلی معشوق در خیال و حیرت دل از حضور او میپردازد. مولانا میفرماید: «روزی که (کار دنیا) کمتر میآید (و خیال راحت میشود)،» «در دیده، خیال آن بت کوچک (معشوق) میآید.» «از نادره بودن و غریب بودن او (معشوق)،» «(در عین حال که) در خود دل است، (باز هم) دل به شک میآید (که آیا واقعاً اوست یا نه).» این رباعی، بیانگر حضور خیالی و دلنشین معشوق در تنهایی عاشق، و نشاندهندهی حیرت و شگفتی دل از این حضور که در عین باطن بودن، آنچنان غریب و بینظیر است که دل را به شک میاندازد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی