رفتم بدر خانهٔ آنخوش پیوند
بیرون آمد بنزد من خنداخند
اندر بر خود کشید نیکم چون قند
کای عاشق و ای عارف و ای دانشمند
این رباعی به استقبال گرم و لطف معشوق از عاشق میپردازد. مولانا میفرماید: «به در خانهی آن (معشوق) خوشپیوند (مهرورز) رفتم،» «(او) خندهکنان و با روی باز نزد من بیرون آمد.» «(او) مرا (مانند) قند نیکو در آغوش خود کشید (و پذیرفت)،» «که “ای عاشق و ای عارف و ای دانشمند!” (با لطف او را مخاطب قرار داد).» این رباعی، بیانگر لطف بیکران و پذیرش گرم معشوق از عاشق (سالک)، و نشاندهندهی رسیدن عاشق به مقام وصال که معشوق او را با آغوش باز میپذیرد و قدر مینهد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی