در گریهٔ خون مرا شکر خند تو کرد
بیبند مرا از این جهان بند تو کرد
میفرمائی که عهد و سوگند تو کو
بیعهد مرا نه عهد و سوگند تو کرد
این رباعی به تأثیر متناقض معشوق بر عاشق و بینیازی از عهد ظاهری در عشق میپردازد. مولانا میفرماید: «خندهی شیرین تو، مرا در گریهی خونین (عشق) فرو برد،» «(تو) مرا که بیبند و رها بودم، از این جهان دربند خود کردی.» «(تو) میفرمایی که “عهد و سوگند تو کجاست؟”» «(اما) مرا که بیعهد بودم (قبل از عشق تو)، همین تو بودی که نه عهد و نه سوگندی برایم گذاشتی (و مرا از بند پیمانهای ظاهری آزاد کردی).» این رباعی، بیانگر قدرت معشوق در دگرگونی حال عاشق (از بیبندی به اسارت عشق و از آرامش به رنج)، و نشاندهندهی این که عشق الهی فراتر از عهدهای ظاهری است و خود عاشق را از این قیود رها میکند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی