جودت همه آن کند که دریا نکند
این دم کرمت وعده به فردا نکند
حاجت نبود از تو تقاضا کردن
کز شمس کسی نور تقاضا نکند
این رباعی به جود و کرم بیحد و حصر معشوق (شمس تبریزی) میپردازد. مولانا میفرماید: «بخشش تو (ای معشوق) همهی کارهایی را میکند که دریا (با وسعت خود) نمیتواند انجام دهد،» «این لحظه از کرم تو (کرم تو) وعدهی به فردا نمیدهد (و بیدرنگ است).» سپس به بینیازی از درخواست از او اشاره میکند: «نیازی به درخواست کردن از تو نیست،» «زیرا هیچ کس از خورشید (شمس) نور را تقاضا نمیکند (چون نورش پیوسته میتابد).» این رباعی، بیانگر سخاوت و بخشش بیکران و آنی معشوق (شمس) که فراتر از هر بخشندهای است و نشاندهندهی فیض دائمی او که نیازی به درخواست ندارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی