چشم تو هزار سحر مطلق دارد
هر گوشه هزار جان معلق دارد
زلفت کفر است و دین رخ چون قمرست
از کفر نگر که دین چه رونق دارد
این رباعی به جادوی چشم و زلف معشوق و تناقض ظاهری کفر و ایمان در او میپردازد. مولانا میفرماید: «چشم تو هزار جادوی مطلق (و بیحد و حصر) دارد،» «و در هر گوشهی آن، هزار جان (عاشق) آویزان و معلق (و بیقرار) است.» سپس به تضاد زلف و روی معشوق اشاره میکند: «زلف تو کفر است (زیرا عاشق را گمراه میکند) و رویت مانند ماه دین (و هدایت) است،» «از کفر (زلف) ببین که دین (روی معشوق) چه رونقی دارد (و چه جاذبهای مییابد).» این رباعی، بیانگر قدرت افسونگر چشم معشوق و حیرانی جانها در برابر آن، و نشاندهندهی تناقض زیباییشناسانه میان زلف پریشان (نماد کفر) و روی نورانی (نماد دین) که همین تضاد به دین و حقیقت، رونق و جذابیت میبخشد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی