بییاری تو دل بسوی یار نشد
تا لطف غمت ندیده غمخوار نشد
هرچیز که بسیار شود خار شود
غمهای تو بسیار شد و خوار شد
این رباعی به نقش یار در راهنمایی دل و پارادوکس ارزش غم عشق میپردازد. مولانا میفرماید: «بدون یاری تو (ای معشوق)، دل به سوی یار (دیگر) نرفت،» «تا لطف غم تو را ندید، (مرا) غمگساری (برای دیگران) نشد.» سپس به پارادوکس ارزش غم معشوق اشاره میکند: «هر چیزی که بسیار شود، بیارزش (خوار) میشود،» «(اما) غمهای تو (ای معشوق) بسیار شد و (اما نه تنها) خوار نشد (بلکه عزیزتر شد).» این رباعی، بیانگر وابستگی عاشق به یاری معشوق برای سلوک و نقش حیاتی غم عشق در پرورش عاشق، و پارادوکس عجیب ارزشمند شدن غم عشق با افزایش آن، بر خلاف تمام امور دنیوی.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی