ای روز برآ که ذرهها رقص کنند
آن کس که از او چرخ و هوا رقص کنند
جانها ز خوشی بیسر و پا رقص کنند
در گوش تو گویم که کجا رقص کنند
این رباعی به انتظار طلوع روز وصال و رقص سماعگونهی هستی میپردازد. مولانا میفرماید: «ای روز! طلوع کن تا ذرهها (تمام موجودات) به رقص درآیند،» «آن کسی (معشوقی) که از او، آسمان و هوا به رقص درمیآیند (همه هستی از او متأثر است).» سپس به رقص بیقید و شرط جانها اشاره میکند: «جانها از خوشی و سرور، بیسر و پا (بیاختیار) به رقص درمیآیند،» «(اگر میخواهی بدانی)، در گوش تو میگویم که (در عالم غیب و حضور معشوق) کجا رقص میکنند.» این رباعی، بیانگر انتظار روز موعود وصال و جلوهگری معشوق که تمام ذرات هستی را به رقص و سماع میآورد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی