از آب حیات دوست بیمار نماند
در گلبن وصل دوست یک خار نماند
گویند درچهایست از دل سوی دل
چه جای دریچهای که دیوار نماند
این رباعی به قدرت شفا و کمالبخشی عشق الهی میپردازد. مولانا میفرماید: «از (نوشیدن) آب حیات دوست (عشق معشوق)، هیچ بیماری باقی نمیماند،» «در بوستان وصال دوست، حتی یک خار (رنج) هم باقی نمیماند (همه چیز به کمال و زیبایی میرسد).» سپس به نزدیکی و اتصال کامل دلها اشاره میکند: «(مردم) میگویند که دریچهای از دل به سوی دل (دیگر) وجود دارد،» «(اما اینجا) چه جای دریچهای است، که حتی دیواری هم باقی نمانده (یعنی اتصال کامل و بیحد و مرز است)!» این رباعی، بیانگر شفابخشی کامل عشق الهی و فنای تمام موانع در وصال با معشوق، که منجر به اتصال بیواسطه و بیحد و مرز میان عاشق و معشوق میشود.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی