نی با تو دمی نشستنم سامانست
نی بیتو دمی زیستنم امکانست
اندیشه در این واقعه سرگردانست
این واقعه نیست درد بیدرمانست
این رباعی به پارادوکس وجودی عاشق در حضور و غیاب معشوق میپردازد. مولانا میفرماید: «نه یک لحظه نشستن با تو (ای معشوق) برایم امکانپذیر است (از شدت شور و هیجان)،» «نه یک لحظه زیستن بدون تو برایم ممکن است (از شدت نیاز).» سپس به ناتوانی عقل در درک این حال اشاره میکند: «اندیشه و عقل در این واقعه (حال عجیب) سرگردان و حیران است،» «این (فقط) یک واقعه (حادثه) نیست، بلکه درد بیدرمانی است (که چارهای ندارد).» این رباعی، بیانگر حالت بینابین و پارادوکسیکال عاشق در عشق که نه میتواند بدون معشوق باشد و نه با او آرام گیرد، و این حال فراتر از درک عقل است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی