گفتا بجهم همچو کبوتر ز کفت
گفت ار بجهی کند غمم مستخفت
گفتم که شدم خوار و زبون و تلفت
گفت از تلف منست عزو شرفت
این رباعی به گفتگوی عاشق و معشوق دربارهی رهایی و فنا در عشق میپردازد. مولانا میفرماید: «گفتم: ‘مانند کبوتری از کف تو (ای معشوق) خواهم جهید (و رها خواهم شد)،’» «(معشوق) گفت: ‘اگر بجهی، غم من تو را خویش (و مقهور) خود خواهد ساخت.’» سپس به فنای عاشق و جواب معشوق اشاره میکند: «گفتم که: ‘خوار و زبون و نابود شدم،’» «(معشوق) گفت: ‘عزت و شرف تو از نابودی و فنا در من است.’» این رباعی، بیانگر عدم امکان رهایی عاشق از عشق و حکمت نهفته در فنا که خود عین عزت و کمال است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی