گفتا که بیا سماع در کار شدهاست
گفتم که برو که بنده بیمار شدهاست
گوشم بکشید و گفت از اینها بازآی
کان فتنه هردو کون بیدار شدهاست
این رباعی به دعوت به سماع و مقاومت عاشق و قدرت معشوق در بیدار کردن او میپردازد. مولانا میفرماید: «(معشوق) گفت که بیا، سماع آغاز شده است،» «گفتم که: ‘برو، زیرا این بنده (من) بیمار شده است (و حال سماع ندارد).’» سپس به واکنش معشوق اشاره میکند: «(او) گوشم را کشید و گفت: ‘از این (بهانهها) دست بردار،’» «زیرا آن فتنهی هر دو جهان (عشق)، بیدار شده است (و دیگر نمیتوان مقاومت کرد).» این رباعی، بیانگر مقاومت اولیه عاشق در برابر کشش عشق و قدرت تسخیرکنندهی عشق که او را به ناچار به سماع و بیخودی میکشاند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی