گر دامن وصل تو کشم جنگی نیست
ور طعنهٔ عشقت شنوم ننگی نیست
با وصل خوشت میزنم و میگیرم
وصلی که در او فراق را رنگی نیست
این رباعی به آرزوی وصال و بیاعتنایی عاشق به ملامتها میپردازد. مولانا میفرماید: «اگر (با اشتیاق) دامن وصل تو را (ای معشوق) بگیرم و به خود کشم، جنگ و نزاعی نیست (کسی نمیتواند مانع شود)،» «و اگر طعنه و سرزنش عشق تو را بشنوم، ننگ و شرمی نیست.» سپس به اشتیاق به وصال حقیقی اشاره میکند: «با وصال خوش و شیرین تو، (با آن) میسازم و (آن را) به دست میآورم،» «وصالی که در آن، اثری از جدایی و فراق نیست (وصالی ابدی است).» این رباعی، بیانگر بیباکی عاشق در راه وصال معشوق و آرزوی او برای وصالی همیشگی و عاری از هرگونه جدایی.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی