گر آتش دل نیست پس این دود چراست
ور عود نسوخت بوی این عود چراست
این بودن من عاشق و نابود چراست
پروانه ز سوز شمع خشنود چراست
مولانا در این رباعی به نشانههای وجود عشق و دلیل فنای عاشق در آن میپردازد. او میپرسد: «اگر (در دل من) آتش عشق نیست، پس این دود (آه و نالهی من) چراست؟» «و اگر عود (دل من) نسوخت، پس بوی خوش این عود (آثار عشق) چراست؟» سپس به تناقض وجود عاشق در عشق اشاره میکند: «چرا من (در ظاهر) وجود دارم و عاشقم، اما در عین حال (در عشق) نابود و فانی هستم؟» «(و) پروانه چرا از سوختن در آتش شمع (فنا در عشق)، راضی و خشنود است؟» این رباعی، بیانگر حضور عشق و آثار آن در وجود عاشق و فنای عاشق در معشوق، که از دید عقل امری متناقض است، اما در عشق، عین رضایت است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی