عشق تو در اطراف گیائی میتاخت
مسکین دل من دید نشانش بشناخت
روزیکه دلم ز بند هستی برهد
در کتم عدم چه عشقها خواهم باخت
این رباعی به فراگیری عشق معشوق در عالم و آرزوی عاشق برای عشقبازی در عالم عدم میپردازد. مولانا میفرماید: «عشق تو (ای معشوق) در اطراف گیتی (دنیا و عالم) در حال تاخت و تاز بود،» «دل مسکین من نشانهی آن را دید و (او را) شناخت.» سپس به آرزوی رهایی و عشقبازی در عالم فنا اشاره میکند: «روزی که دلم از قید هستی (مادی) رها شود،» «در سرزمین نیستی و عدم، چه عشقبازیهایی خواهم کرد!» این رباعی، بیانگر عمق عشق و فراگیری آن در عالم و اشتیاق عاشق برای رسیدن به مقام فنا تا بتواند آزادانه در عالم نیستی، غرق در عشقورزی شود.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی