درویشی و عاشقی به هم سلطانیست
گنجست غم عشق ولی پنهانیست
ویران کردم بدست خود خانهٔ دل
چون دانستم که گنج در ویرانیست
این رباعی به همنشینی درویشی و عاشقی با پادشاهی و حقیقت گنج در ویرانگی دل میپردازد. مولانا میفرماید: «درویشی (فنای از خود) و عاشقی (به حق)، هر دو با هم پادشاهی (حقیقی) است،» «غم عشق گنجی است، اما (گنجی) پنهان است.» سپس به ویران کردن خانهی دل اشاره میکند: «با دست خودم خانهی دل را ویران کردم،» «چون دانستم که گنج (معرفت الهی) در ویرانگی و فنای (خود) است.» این رباعی، بیانگر پارادوکس رسیدن به کمال از طریق فنا و یافتن گنج حقیقت در ویران کردن تعلقات نفسانی.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی