در کوی غم تو صبر بیفرمانست
در دیده ز اشک تو بر او حرمانست
دل راز تو دردهای بیدرمانست
با این همه راضیم سخن در جانست
این رباعی به غلبهی غم عشق و پذیرش آن میپردازد. مولانا میفرماید: «در کوچهی غم تو (ای معشوق)، صبر بیاختیار و مغلوب است (و نمیتواند فرمان دهد)،» «در دیده، از اشکهای تو، بر او (بر صبر) محرومیت و شکست است (اشکها اجازه نمیدهند صبر کند).» سپس به حقیقت دل عاشق اشاره میکند: «دل، رازهای تو و دردهای بیدرمان توست،» «با همهی اینها (با وجود این همه درد و رنج)، من راضیام، (زیرا) سخن (و حضور تو) در جان من است.» این رباعی، بیانگر عمق رنج عاشق در غم معشوق و با این حال، رضایت کامل او از این درد، زیرا حضور معشوق در جانش، همهی رنجها را شیرین میکند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی