مطالب پیشنهادی![]()
نسیمالصبح جد بابتشار
و بشر حین یأتی بانتشار
واتحفنی لباسالجد منه
فانی من لباس الجد عاری
فقد احرقت فی صد و بعد
بنار لا تسلنی ای نار
اما تصغی الی قلب حریق
ینادی، یا حذاری، یا حذاری
و مما خان بیدهر قتول
و ما قدحان لی ادراک ثاری
اذا ما فیک افنی فیک احیی
اذا ما انت جاری، انت جاری
ظللت کیونس فی بطن حوت
فمذ صحالهوی کسروا فقاری
الا یا صاح انظر فی خدودی
تری او صافه ان کنت قاری
این غزل مولانا، بیانگر بیقراری عاشق و تمنای وصال معشوق است که با زبانی شیوا و آمیخته به عربی و فارسی سروده شده است. مولانا از نسیم صبح میخواهد که بشارت وصال بیاورد و او را از آتش فراق نجات دهد. او بر فنای عاشق در معشوق تأکید میکند و عشق را مایه حیات میداند. غزل با اشاره به تجربهی یونس در شکم ماهی، به رهایی از زندان جسم و فنای در عشق میپردازد.
غزل با خطاب به نسیم صبح و تمنای فیض آغاز میشود: “نسیمالصبح جد بابتشار / و بشر حین یأتی بانتشار” ای نسیم صبح! با بشارت (خبر خوش) بکوش، و چون با گسترش (عطر و فیض) میآیی، (مرا) بشارت ده.
“واتحفنی لباسالجد منه / فانی من لباس الجد عاری” و از جانب خود (معشوق)، لباس جدّ (بخت و اقبال یا حقیقت) را به من هدیه کن، زیرا من از لباس جدّ (از حقیقت و بخت نیکو) عریان (محروم) هستم.
مولانا به سوزش درونی از فراق و فریاد دل اشاره میکند: “فقد احرقت فی صد و بعد / بنار لا تسلنی ای نار” (دلم) در دوری و نزدیکی (در هر دو حال) سوخته است، با آتشی که مپرس چه آتشی است (آتشی جانسوز و وصفناپذیر).
“اما تصغی الی قلب حریق / ینادی، یا حذاری، یا حذاری” آیا (تو ای نسیم یا معشوق) به قلب سوختهای گوش نمیدهی، که فریاد میزند: “ای هشدار! ای هشدار!” (از شدت درد یا از عمق خطر فراق).
مولانا به رنجهای روزگار و فنای در معشوق اشاره میکند: “و مما خان بیدهر قتول / و ما قدحان لی ادراک ثاری” و از آنچه روزگار کشنده (قتول) به من خیانت کرد، (غمگینم). و (چون) من نتوانستم به ادراک (ثَار) خود (انتقام یا به مقصودم) برسم. (این بیت میتواند به معنای “زمان قاتل به من خیانت کرد و هنوز به هدفم نرسیدم” یا “حقم را نگرفتم” باشد.)
“اذا ما فیک افنی فیک احیی / اذا ما انت جاری، انت جاری” هنگامی که در تو فانی شوم، در تو زنده میشوم (فنا در تو عین بقاست). هنگامی که تو (در وجود من) جاری (و حکمفرما) باشی، تو جاری (حاکم و مسلط) هستی (و اختیار با توست).
مولانا به تجربهی رهایی از زندان جسم و شکستن قیدها اشاره میکند: “ظللت کیونس فی بطن حوت / فمذ صحالهوی کسروا فقاری” (پیش از این) مانند یونس در شکم ماهی گرفتار بودم (در زندان جسم). پس از آنکه عشق (حقیقی) درست شد و به یقین رسید، استخوانهای پشتم را شکستند (قیدها و تعلقاتم را از بین بردند). (اشاره به رهایی و فنای تمامعیار).
“الا یا صاح انظر فی خدودی / تری او صافه ان کنت قاری” هان ای رفیق! به گونههای من نگاه کن، اوصاف او (معشوق) را میبینی اگر (اهل بصیرت و) خواننده باشی (حقایق را درک کنی).
این غزل با زبانی دلنشین، به بیان رنجهای فراق، آرزوی وصال و دگرگونیهای عمیق روحی عاشق در مسیر عشق الهی میپردازد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر