مطالب پیشنهادی![]()
بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم
وز غربت اجسام بالله رسیدیم
با اسب بدان شاه کسی چون نرسیدهست
ما اسب بدادیم و بدان شاه رسیدیم
چون ابر بسی اشک در این خاک فشاندیم
وز ابر گذشتیم و بدان ماه رسیدیم
ای طبل زنان نوبت ما گشت بکوبید
وی ترک برون آ که به خرگاه رسیدیم
یک چند چو یوسف به بن چاه نشستیم
زان سر رسن آمد به سر چاه رسیدیم
ما چند صنم پیش محمد بشکستیم
تا در صنم دلبر دلخواه رسیدیم
نزدیکتر آیید که از دور رسیدیم
و احوال بپرسید که از راه رسیدیم
این غزل مولانا، بیانگر سفر دشوار و پر مشقت عارف در راه وصال معشوق الهی است که سرانجام به مقصود و دیدار یار میانجامد. مولانا با تصویری از رسیدن از راه به “چاه” (مقام نیستی و فنا) و رهایی از “غربت اجسام”، به تجربه عمیق فنا و سپس بقا در حق اشاره میکند. او رهایی از وسایل مادی (اسب) برای رسیدن به معشوق، بارش اشکها برای رسیدن به ماه (معشوق)، و شکستن بتهای نفسانی برای رسیدن به بت دلخواه را به زیبایی ترسیم میکند. غزل با نوید پایان سفر و دعوت به نزدیک شدن برای احوالپرسی به پایان میرسد.
غزل با اشاره به سفر درونی و رسیدن به مقصود آغاز میشود: “بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم / وز غربت اجسام بالله رسیدیم“. باری دیگر، پس از سفر از راه (سیر و سلوک)، به سوی چاه (چاه فنا و نیستی از خود) رسیدیم. و به خدا سوگند که از غربت و بیگانگیِ اجسام (تعلقات مادی و کثرات)، رها شدیم (و به وحدت رسیدیم).
“با اسب بدان شاه کسی چون نرسیدهست / ما اسب بدادیم و بدان شاه رسیدیم“. هیچ کس با “اسب” (مرکب مادی، نفس یا تعلقات دنیوی) به آن پادشاه (معشوق مطلق) نرسیده است. (لذا) ما اسب (از تعلقات مادی) را رها کردیم و به آن پادشاه (معشوق) رسیدیم.
مولانا به نقش ریاضتها و بیقراریها در رسیدن به وصال اشاره میکند: “چون ابر بسی اشک در این خاک فشاندیم / وز ابر گذشتیم و بدان ماه رسیدیم“. مانند ابر، اشکهای بسیاری در این خاک (دنیا) فشاندیم (از غم و رنج فراق گریستیم). (و از این طریق) از ابر (از حجابها، یا از غم و اندوه) گذشتیم و به آن ماه (معشوق نورانی) رسیدیم.
“ای طبل زنان نوبت ما گشت بکوبید / وی ترک برون آ که به خرگاه رسیدیم“. ای طبلزنندگان! اکنون نوبت (شادی و وصال) ما فرا رسیده است، پس طبل را بکوبید. ای ترک (زیباروی، کنایه از معشوق)! از پرده بیرون بیا، زیرا ما به خرگاه (خیمه و سرای) (وصال) تو رسیدیم.
مولانا به آزمونهای راه و نصرت الهی اشاره میکند: “یک چند چو یوسف به بن چاه نشستیم / زان سر رسن آمد به سر چاه رسیدیم“. مدتی مانند یوسف (در سختی و غربت)، در ته چاه (نیستی و فنا) نشستیم. (اما سرانجام) از آن (سوی معشوق) رسن (ریسمان لطف و عنایت) آمد و ما به سر چاه (نجات و رهایی) رسیدیم.
“ما چند صنم پیش محمد بشکستیم / تا در صنم دلبر دلخواه رسیدیم“. ما چندین “صنم” (بتهای نفسانی، تعلقات دنیوی، هوا و هوسها) را در پیشگاه محمد (پیامبر، نماد شریعت و حقیقت الهی) شکستیم، تا در (زیبایی و تجلی) صنم دلبر (معشوق) دلخواه (حقیقی) رسیدیم. (اشاره به نصف نفس و طی مسیر شریعت برای رسیدن به حقیقت).
غزل با اعلام پایان سفر و شوق دیدار پایان مییابد: “نزدیکتر آیید که از دور رسیدیم / و احوال بپرسید که از راه رسیدیم“. (ای دوستان و یاران!) نزدیکتر بیایید که ما از راهی دور (سیر و سلوک طولانی) رسیدیم. و احوال ما را بپرسید، زیرا (خسته و مشتاق) از راه رسیدهایم.
این غزل با زبانی سرشار از شوق وصال و بیان رنجهای طی طریق، به مراحل مهم سیر و سلوک عرفانی از فنا و رهایی از مادیات تا شکستن بتهای نفسانی و در نهایت رسیدن به معشوق میپردازد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر