مطالب پیشنهادی![]()
بیایید بیایید به گلزار بگردیم
بر این نقطه اقبال چو پرگار بگردیم
بیایید که امروز به اقبال و به پیروز
چو عشاق نوآموز بر آن یار بگردیم
بسی تخم بکشتیم بر این شوره بگشتیم
بر آن حب که نگنجید در انبار بگردیم
هر آن روی که پشت است به آخر همه زشت است
بر آن یار نکوروی وفادار بگردیم
چو از خویش برنجیم زبون شش و پنجیم
یکی جانب خمخانه خمار بگردیم
در این غم چو نزاریم در آن دام شکاریم
دگر کار نداریم در این کار بگردیم
چو ما بیسر و پاییم چو ذرات هواییم
بر آن نادره خورشید قمروار بگردیم
چو دولاب چه گردیم پر از ناله و افغان
چو اندیشه بیشکوت و گفتار بگردیم
این غزل مولانا، دعوتی شورانگیز به گشت و گذار در باغ عشق و طواف حول محور معشوق الهی است. مولانا با تکرار “بگردیم”، بر حرکت دائم و جوشش درونی عاشق تأکید میکند. او هدف این گشتن را یافتن یار وفادار میداند و رهایی از قید خویشتن و روی آوردن به خمخانهی عشق. غزل با دعوت به گردش خالصانه و بیقید و شرط، در نهایت به گردش حول خورشید حقیقت مانند قمر میانجامد.
غزل با دعوتی عمومی و پرشور آغاز میشود: “بیایید بیایید به گلزار بگردیم / بر این نقطه اقبال چو پرگار بگردیم“. بیایید، بیایید تا در گلزار (عالم عشق و زیبایی الهی) بگردیم. بر این نقطهی اقبال (مرکز توجه و بخت نیک، یعنی معشوق الهی)، مانند پرگار (که یک نقطهاش ثابت و دیگری متحرک است) طواف کنیم.
“بیایید که امروز به اقبال و به پیروز / چو عشاق نوآموز بر آن یار بگردیم“. بیایید که امروز، با بخت نیک و پیروزی (معنوی)، مانند عاشقان تازهکار و مشتاق، بر گِرد آن یار (معشوق الهی) طواف کنیم.
مولانا به بیثمر بودن تلاشهای پیشین و جستجوی حقیقی اشاره میکند: “بسی تخم بکشتیم بر این شوره بگشتیم / بر آن حب که نگنجید در انبار بگردیم“. ما بسیاری تخمها (تلاشها و امیدها) کاشتیم و در این زمین شوره (دنیای مادی و بیحاصل) گشتیم. (اکنون بیایید) بر گِرد آن دانهی (حقیقت یا عشق) که در هیچ انباری (در هیچ قالبی یا ظرف مادی) نمیگنجد، بگردیم.
“هر آن روی که پشت است به آخر همه زشت است / بر آن یار نکوروی وفادار بگردیم“. هر روی (و هر توجهی) که به حقیقت پشت کرده (و به غیر حق رو آورده)، در نهایت زشت و بیارزش است. (پس بیایید) بر گِرد آن یار (معشوق) که رویی نیکو و وفادار (ثابت) دارد، بگردیم.
مولانا به رهایی از خودی و پناه بردن به عشق اشاره میکند: “چو از خویش برنجیم زبون شش و پنجیم / یکی جانب خمخانه خمار بگردیم“. چون از خود (هستی و منیت) رنجور و خسته شویم، در برابر شش و پنج (جهتهای ششگانه و حواس پنجگانه، یعنی عالم مادی) ناتوان و زبون میشویم. (پس بیایید) به سوی خمخانهی خمار (مکان بادهی عشق که مستی و بیخودی میآورد) بگردیم.
“در این غم چو نزاریم در آن دام شکاریم / دگر کار نداریم در این کار بگردیم“. وقتی در این غم (دنیا و رنجهای آن) نزار و ضعیف میشویم، و (به حقیقت) در دام (عشق) شکار شدهایم، (پس) دیگر کاری نداریم (جز عشق)؛ بیایید در این کار (عشقورزی و طواف) بگردیم.
مولانا به گردش بیقید و شرط عاشق حول معشوق اشاره میکند: “چو ما بیسر و پاییم چو ذرات هواییم / بر آن نادره خورشید قمروار بگردیم“. چون ما (در هستی حقیقی) بیسر و پا (بیشکل و بیتعلق) هستیم، مانند ذرات معلق در هوا، (بیایید) بر گرد آن خورشید بینظیر (معشوق الهی)، مانند قمر (که گرد خورشید میگردد) طواف کنیم.
“چو دولاب چه گردیم پر از ناله و افغان / چو اندیشه بیشکوت و گفتار بگردیم“. چرا مانند دولاب (چرخ آبکشی) که پر از ناله و افغان است (و همواره به اجبار میچرخد) بگردیم؟ (بلکه بیایید) مانند اندیشه (که بیشکل و بیگفتار است و در عین حال در حرکت و جستجو) بگردیم. (اشاره به گردش درونی و معنایی نه ظاهری و اجباری).
این غزل با تکرار “بگردیم” و دعوت به حرکت و شوریدگی در راه عشق، به عمق جوشش درونی عارف در طلب معشوق و رهایی از قیدهای مادی و صوری میپردازد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر