تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1465

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1465

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1465

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۴۶۵

ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم
زان روی که حیرانم من خانه نمی‌دانم

ای گشته ز تو واله هم شهر و هم اهل ده
کو خانه نشانم ده من خانه نمی‌دانم

زان کس که شدی جانش زان کس مطلب دانَش
پیش آ و مرنجانش من خانه نمی‌دانم

وان کز تو بود شورش می‌دار تو معذورش
وز خانه مکن دورش من خانه نمی‌دانم

من عاشق و مشتاقم من شهره آفاقم
رحم آر و مکن طاقم من خانه نمی‌دانم

ای مطرب صاحب صف می‌زن تو به زخم کف
بر راه دلم این دف من خانه نمی‌دانم

شمس الحق تبریزم جز با تو نیامیزم
می‌افتم و می‌خیزم من خانه نمی‌دانم

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۴۶۵ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، بیانگر حیرت و سرگشتگی عاشق در مواجهه با معشوق و فنای کامل در اوست. مولانا با تکرار “من خانه نمی‌دانم”، به بی‌مکانی و رهایی از تعلقات مادی در حضور عشق اشاره می‌کند. او معشوق را میزبان حقیقی می‌داند و خود را در پی او، بی‌اختیار و بی‌خبر از خود. غزل با دعوت از معشوق به رحم و لطف و اعلام وفاداری به شمس تبریزی به پایان می‌رسد.

حیرت عاشق و بی‌خانمانی او در عشق (بیت ۱ و ۲)

غزل با خطاب به معشوق آغاز می‌شود: “ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم / زان روی که حیرانم من خانه نمی‌دانم“. ای (معشوقی) که مرا مهمان خود کرده‌ای، ای جان من! پیش بیا (و مرا در آغوش بگیر). از آن جهت که (در جمال تو) حیران و سرگشته‌ام، من دیگر “خانه” (جایگاه و قرار و آرامی) خود را نمی‌دانم. (اشاره به از خود بی‌خود شدن در حضور معشوق).

ای گشته ز تو واله هم شهر و هم اهل ده / کو خانه نشانم ده من خانه نمی‌دانم“. ای کسی که از (عشق و جمال) تو، هم شهر (اهالی شهر) و هم اهل ده (روستا) واله و شیدا گشته‌اند. کجاست خانه؟ به من نشان بده، (زیرا) من دیگر خانه (آرام و قرار) خود را نمی‌دانم.

جان معشوقی و عوارض شورش عشق (بیت ۳ و ۴)

مولانا به اتحاد با معشوق و بخشش در شوریدگی عاشقانه اشاره می‌کند: “زان کس که شدی جانش زان کس مطلب دانَش / پیش آ و مرنجانش من خانه نمی‌دانم“. از آن کسی که (خود) جان او (معشوق) شدی، دانش (طلب یا انتظار) مطلبی. (ای معشوق!) پیش بیا و او را مرنجان، (زیرا) من (که جانم از توست) خانه (جایی برای پنهان شدن یا قراری) نمی‌دانم.

وان کز تو بود شورش می‌دار تو معذورش / وز خانه مکن دورش من خانه نمی‌دانم“. و آن کسی که شوریدگی و بی‌قراری‌اش از تو (عشق تو) است، او را معذور بدار (و سرزنش نکن). و از خانه‌اش (از هستی و وجودش) دورش مکن، (زیرا) من (از خود بی‌خودم و) خانه نمی‌دانم.

شهره‌ی آفاق در عشق و طلب رحم (بیت ۵ و ۶)

مولانا خود را عاشقی مشتاق و شهره می‌داند و درخواست لطف می‌کند: “من عاشق و مشتاقم من شهره آفاقم / رحم آر و مکن طاقم من خانه نمی‌دانم“. من عاشق و مشتاق (به دیدار تو) هستم، من (به دلیل عشق) شهره‌ی عالم (آفاق) گشته‌ام. (پس) رحم کن و مرا تنها (طاق) مگذار، (زیرا) من (از شدت عشق) خانه (مکان و قرار) نمی‌دانم.

ای مطرب صاحب صف می‌زن تو به زخم کف / بر راه دلم این دف من خانه نمی‌دانم“. ای مطرب (معشوق) که دارای صف (آراستگی و کمال) هستی! با کف دست بر دف (دل من) ضربه‌ای بزن. (و) در مسیر دل من این (صدای) دف را (نواخته) کن، (زیرا) من (از این شور) خانه (آرام و قرار) نمی‌دانم.

شمس تبریزی و فنای عاشق (بیت ۷)

غزل با ابراز وفاداری به شمس تبریزی و فنا در او پایان می‌یابد: “شمس الحق تبریزم جز با تو نیامیزم / می‌افتم و می‌خیزم من خانه نمی‌دانم“. من شمس‌الحق تبریزم (فانی در او هستم) و جز با تو (ای شمس) آمیزشی (و پیوندی) ندارم. (در این حال شوریدگی) می‌افتم و برمی‌خیزم، (و از خود بی‌خودم و) خانه (آرام و قرار) نمی‌دانم.


این غزل با تکرار “من خانه نمی‌دانم” و تصاویر زیبا، به حال حیرت و از خود بی‌خود شدن عاشق در مقام فنای در معشوق می‌پردازد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: