تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1456

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1456

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1456

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۴۵۶

توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم
زان کس که کند توبه زین واقعه بیزارم

مجنون ز غم لیلی چون توبه نکرد ای جان
صد لیلی و صد مجنون درجست در اسرارم

بس بی‌سر و پا عشقی که عاشق و معشوقم
هم زارم و بیمارم هم صحت بیمارم

اندیشه پرنده زین سوخته پر گشته
که من قفس تنگم که جعفر طیارم

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۴۵۶ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، بیانگر پافشاری و تعصب عاشقانه بر “جرم عشق” و رهایی از قید عقل و توبه است. مولانا عشق را چنان والا می‌داند که توبه از آن را امری مذموم می‌شمارد. او با اشاره به داستان مجنون و لیلی، خود را در مقام بالاتری از عشق می‌بیند و وجود خود را هم عین درد و هم عین درمان معرفی می‌کند. غزل در نهایت، به پرواز روح از قید اندیشه و جسمانیت می‌رسد.

پافشاری بر “جرم عشق” (بیت ۱ و ۲)

غزل با نفی توبه از عشق آغاز می‌شود: “توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم / زان کس که کند توبه زین واقعه بیزارم“. من هرگز از این “جرم” (عشق) که به آن مبتلا هستم، توبه نخواهم کرد. و از کسی که از این “واقعه” (عشق) توبه کند، بیزارم و رویگردانم. (در نگاه مولانا، عشق ورزیدن نه تنها گناه نیست، بلکه کمال است و توبه از آن، نقص).

مجنون ز غم لیلی چون توبه نکرد ای جان / صد لیلی و صد مجنون درجست در اسرارم“. ای جان! همان‌طور که مجنون از غم لیلی توبه نکرد (و در عشق خود ثابت‌قدم ماند)، (من نیز چنینم و به حدی رسیده‌ام که) صدها لیلی و صدها مجنون در اسرار (و عمق وجود) من در جست و جو هستند (یعنی عشق من فراتر از عشق‌های زمینی است).

عشق بی‌سر و پا و دوگانگی وجود (بیت ۳ و ۴)

مولانا به ماهیت بی‌حد و مرز عشق و تجلی آن در خود اشاره می‌کند: “بس بی‌سر و پا عشقی که عاشق و معشوقم / هم زارم و بیمارم هم صحت بیمارم“. این عشقی است بسیار بی‌حد و حصر (بی‌سر و پا، یعنی بی‌کران و بی‌نظم ظاهری) که (در آن) هم خودم عاشق هستم و هم خودم معشوقم (اشاره به وحدت وجود). هم (از عشق) رنجور و بیمار هستم و هم (همین عشق) موجب سلامتی (صحت) بیمار (عاشق) است (عین درد و درمان).

اندیشه پرنده زین سوخته پر گشته / که من قفس تنگم که جعفر طیارم“. (از شدت این عشق)، اندیشه‌ای که پرواز می‌کند (و در بند جسم نیست)، از این (شور) چنان سوخته و پریشان شده، که (گاه) می‌گوید من قفس تنگ (جسمانی) هستم و (گاه) می‌گوید من جعفر طیار (پرنده در ملکوت، نماد روح رها) هستم. (نشان‌دهنده‌ی تضاد و تناقض ظاهری در حالت فنا که هم محدودیت را درک می‌کند و هم بی‌حدی را).


این غزل با زبانی قوی و صریح، به مقام والای عشق در نگاه مولانا می‌پردازد و رهایی از قیدهای ظاهری و منطقی را در این مسیر نشان می‌دهد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: