مطالب پیشنهادی![]()
تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمیدانم
وزین سرگشته مجنون چه می خواهی نمیدانم
در این درگاه بیچونی همه لطف است و موزونی
چه صحرایی چه خضرایی چه درگاهی نمیدانم
به خرمنگاه گردونی که راه کهکشان دارد
چو ترکان گرد تو اختر چه خرگاهی نمیدانم
ز رویت جان ما گلشن بنفشه و نرگس و سوسن
ز ماهت ماه ما روشن چه همراهی نمیدانم
زهی دریای بیساحل پر از ماهی درون دل
چنین دریا ندیدستم چنین ماهی نمیدانم
شهی خلق افسانه محقر همچو شه دانه
بجز آن شاه باقی را شهنشاهی نمیدانم
زهی خورشید بیپایان که ذراتت سخن گویان
تو نور ذات اللهی تو اللهی نمیدانم
هزاران جان یعقوبی همیسوزد از این خوبی
چرا ای یوسف خوبان در این چاهی نمیدانم
خمش کن کز سخن چینی همیشه غرق تلوینی
دمی هویی دمیهایی دمی آهی نمیدانم
خمش کردم که سرمستم از آن افسون که خوردستم
که بیخویشی و مستی را ز آگاهی نمیدانم
این غزل مولانا، بیانگر حیرت و سرگشتگی عاشق در برابر عظمت و بیکرانگی معشوق است. مولانا با طرح پرسشهای پیدرپی و اعتراف به ندانستن، بر فراتر بودن معشوق از هر توصیف و تعریف تأکید میکند. او تجلیات معشوق را در هستی به تصویر میکشد و خود را در مقام فنا، غرق در مستی و بیخویشی میبیند. غزل در نهایت، به سکوت در برابر عظمت معشوق میرسد، چرا که کلام از وصف او عاجز است.
غزل با بیان حیرت عاشق در برابر معشوق آغاز میشود: “تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمیدانم / وزین سرگشته مجنون چه می خواهی نمیدانم“. تو خورشید هستی یا زهره (ناهید) یا ماه؟ نمیدانم (تو فراتر از این توصیفات هستی). و از این مجنون سرگشته (عاشق حیران) چه میخواهی؟ نمیدانم.
“در این درگاه بیچونی همه لطف است و موزونی / چه صحرایی چه خضرایی چه درگاهی نمیدانم“. در این درگاه بیهمتا (بیچونی، که شبیه و مانند ندارد)، همه چیز لطف و موزون (هماهنگ) است. (اما تو خود) چه صحرایی، چه خضرایی (سرسبز و حیاتبخش)، چه درگاهی؟ نمیدانم (تو فراتر از این مکانها هستی).
مولانا به تجلیات معشوق در عالم و تأثیر او بر جانها اشاره میکند: “به خرمنگاه گردونی که راه کهکشان دارد / چو ترکان گرد تو اختر چه خرگاهی نمیدانم“. در خرمنگاه گردون (آسمان) که راه کهکشان را دارد، اختران (ستارگان) مانند ترکان (سربازان چابک) به گرد تو (معشوق) میگردند؛ (اما تو خود) چه خرگاهی (خیمه و بارگاهی) هستی؟ نمیدانم.
“ز رویت جان ما گلشن بنفشه و نرگس و سوسن / ز ماهت ماه ما روشن چه همراهی نمیدانم“. از روی تو، جان ما گلشن و باغی پر از بنفشه و نرگس و سوسن (گلهای زیبا) شده است. از ماه (جمال) تو، ماه (وجود) ما روشن شده است؛ (اما تو خود) چه همراهی (همدمی) هستی؟ نمیدانم.
مولانا به بیکرانگی معشوق و بقای او اشاره میکند: “زهی دریای بیساحل پر از ماهی درون دل / چنین دریا ندیدستم چنین ماهی نمیدانم“. خوشا آن دریای بیساحل (معشوق) که درون دل (عاشق) پر از ماهی (اسرار و حقایق) است! چنین دریایی را ندیدهام و چنین ماهیای (که در آن است) را نمیشناسم.
“شهی خلق افسانه محقر همچو شه دانه / بجز آن شاه باقی را شهنشاهی نمیدانم“. پادشاهی که خلق (مردم) او را افسانه و ناچیز میدانند، مانند شاه دانه (شاه دانهها، یعنی بیارزش). (اما من) به جز آن شاه باقی (خداوند جاودان) را، پادشاهی بر پادشاهان (شهنشاهی) نمیدانم.
مولانا به الوهیت معشوق و حیرت از حضور او در عالم اشاره میکند: “زهی خورشید بیپایان که ذراتت سخن گویان / تو نور ذات اللهی تو اللهی نمیدانم“. خوشا آن خورشید بیکران (معشوق) که ذرات (عالم) از او سخن میگویند! تو نور ذات الهی هستی، (آیا) تو خود الله هستی؟ نمیدانم (از شدت حیرت و عظمت).
“هزاران جان یعقوبی همیسوزد از این خوبی / چرا ای یوسف خوبان در این چاهی نمیدانم“. هزاران جان یعقوب (پدر یوسف، نماد عاشقان دردمند) از این زیبایی (یوسفوار تو) میسوزند. چرا ای یوسف زیبارویان (معشوق)، در این چاه (دنیای مادی) هستی؟ نمیدانم. (اشاره به حضور حق در عالم با وجود عظمتش).
غزل با دعوت به سکوت و بیان مستی عاشق پایان مییابد: “خمش کن کز سخن چینی همیشه غرق تلوینی / دمی هویی دمیهایی دمی آهی نمیدانم“. خاموش باش (ای نفس یا ای زبان)! که از سخنچینی (گفتن و توصیف)، همیشه غرق در تلوین (تغییر و دگرگونی) هستی. (گاهی) یک لحظه “هو” (ذکر الهی)، یک لحظه “های” (ندای حیرت)، یک لحظه “آه” (ندای درد)؛ (اما من) نمیدانم (کدام یک از اینها توصیف توست، تو فراتر از اینها هستی).
“خمش کردم که سرمستم از آن افسون که خوردستم / که بیخویشی و مستی را ز آگاهی نمیدانم“. خاموش شدم، زیرا از آن افسون و جادویی که خوردهام (عشق الهی)، سرمست هستم. (و چنان غرق در مستیام) که بیخویشی و مستی را از آگاهی (خودآگاهی و هوشیاری) تمیز نمیدهم (در هم آمیختهاند).
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر