مطالب پیشنهادی![]()
بس جهد میکردم که من آیینهٔ نیکی شوم
تو حکم میکردی که من خمخانهٔ سیکی شوم
خمخانهٔ خاصان شدم، دریای غوّاصان شدم
خورشید بینقصان شدم تا طبّ تشکیکی شوم
نقش ملایک ساختی، بر آب و گل افراختی
دورم بدان انداختی کاکسیر نزدیکی شوم
هاروتیی افروختی، پس جادویش آموختی
زآنم چنین میسوختی تا شمع تاریکی شوم
ترکی همه ترکی کند، تاجیک تاجیکی کند
من ساعتی ترکی شوم، یک لحظه تاجیکی شوم
گه تاج سلطانان شوم، گه مکر شیطانان شوم
گه عقل چالاکی شوم، گه طفل چالیکی شوم
خون روی را ریختم، با یوسفی آمیختم
در روی او سرخی شوم، در موش باریکی شوم
این غزل مولانا، بیانگر ارادهی معشوق در شکلدهی به وجود عاشق و تبدیل او به ابزار ارادهی خود است. مولانا تلاشهای اولیه خود را برای نیکوکاری (آیینهی نیکی) بیان میکند، اما در نهایت تسلیم حکم معشوق میشود که او را به “خمخانهی سیکی” (محل مستی و از خودبیخودی) تبدیل کند. غزل سرشار از پارادوکسها و تبدیلهای متضاد است که همگی بیانگر قدرت تحولآفرین عشق و فنای عاشق در معشوق و تبدیل شدن به موجودی جامع اضداد هستند.
غزل با بیان تلاشهای اولیه و ارادهی معشوق آغاز میشود: “بس جهد میکردم که من آیینهٔ نیکی شوم / تو حکم میکردی که من خمخانهٔ سیکی شوم“. بسیار تلاش میکردم که آینهای از نیکی و پاکی شوم، اما تو (معشوق) حکم میکردی که من خمخانهای از سیکی (مستی و سرمستی) شوم. (اشاره به تفاوت ارادهی عاشق و معشوق و غلبهی ارادهی معشوق).
“خمخانهٔ خاصان شدم، دریای غوّاصان شدم / خورشید بینقصان شدم تا طبّ تشکیکی شوم“. (به واسطهی حکم تو) خمخانهی خاصان (مستعدان راه حق) شدم، دریای غواصان (اهل معرفت) شدم. خورشید بینقصان (کامل و بیعیب) شدم تا (مانند) پزشکی شوم که شک و تردید را برطرف میکند.
مولانا به آفرینش الهی و نقش عشق در آن اشاره میکند: “نقش ملایک ساختی، بر آب و گل افراختی / دورم بدان انداختی کاکسیر نزدیکی شوم“. (تو ای معشوق) نقش فرشتگان را ساختی، و آنها را بر آب و گل (وجود مادی) برافراشتی. مرا به دور و چرخشی انداختی (در عالم به حرکت درآوردی) تا اکسیر نزدیکی (وسیلهی تقرب به حق) شوم.
“هاروتیی افروختی، پس جادویش آموختی / زآنم چنین میسوختی تا شمع تاریکی شوم“. (تو) هاروتی (اشاره به فرشتهای که با جادوگری مرتبط است) را شعلهور ساختی و سپس جادوی آن را به او آموختی. از آن (جادوی عشق) اینگونه مرا میسوزاندی تا شمع روشنگر تاریکیها شوم.
مولانا به توانایی عشق در جمع اضداد در وجود عاشق اشاره میکند: “ترکی همه ترکی کند، تاجیک تاجیکی کند / من ساعتی ترکی شوم، یک لحظه تاجیکی شوم“. ترکنژاد همه کارهای ترکها را میکند، و تاجیکنژاد کارهای تاجیکها را. اما من ساعتی ترک میشوم (جنگجو و شجاع)، یک لحظه تاجیک میشوم (مهربان و لطیف). (اشاره به جامعیت عاشق و تجلی صفات متضاد در او).
“گه تاج سلطانان شوم، گه مکر شیطانان شوم / گه عقل چالاکی شوم، گه طفل چالیکی شوم“. گاهی تاج سر پادشاهان میشوم، گاهی مکر و فریب شیاطین میشوم. گاهی عقل چالاک (زیرک) میشوم، گاهی کودکی بیگناه و بازیگوش میشوم. (ادامه بیان جامعیت و ظهور اضداد در وجود عاشق فانی در معشوق).
غزل با بیان فنای خود و ظهور جمال معشوق پایان مییابد: “خون روی را ریختم، با یوسفی آمیختم / در روی او سرخی شوم، در موش باریکی شوم“. خون روی (شرم و خجالت) خود را ریختم (از میان برداشتم)، و با یوسفی (اشاره به جمال یوسف، نماد زیبایی مطلق یا معشوق) آمیخته شدم. در روی او (معشوق) سرخی (رونق و زیبایی) میشوم، و در تاریکیهای پنهان (موش، به معنای موی یا نقطه بسیار ریز)، خود را به باریکی (لطافت و دقت) میکشانم. (اشاره به فنای خودی و حل شدن در جمال معشوق).
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر