مطالب پیشنهادی![]()
آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم
در چشم مست من نگر کز کوی خمار آمدم
سرمایه مستی منم هم دایه هستی منم
بالا منم پستی منم چون چرخ دوار آمدم
آنم کز آغاز آمدم با روح دمساز آمدم
برگشتم و بازآمدم بر نقطه پرگار آمدم
گفتم بیا شاد آمدی دادم بده داد آمدی
گفتا بدید و داد من کز بهر این کار آمدم
هم من مه و مهتاب تو هم گلشن و هم آب تو
چندین ره از اشتاب تو بیکفش و دستار آمدم
فرخنده نامی ای پسر گرچه که خامی ای پسر
تلخی مکن زیرا که من از لطف بسیار آمدم
خندان درآ تلخی بکش شاباش ای تلخی خوش
گلها دهم گرچه که من اول همه خار آمدم
گل سر برون کرد از درج کالصبر مفتاح الفرج
هر شاخ گوید لاحرج کز صبر دربار آمدم
این غزل مولانا، بیانی از حضور پرفیض و تحولآفرین معشوق (یا الهام الهی) است که به صورت “خیال خوش” تجلی مییابد. مولانا با زبان حال و ادعاهایی که از مقام فنا و وحدت برمیخیزد، خود را منشأ مستی و هستی، و دگرگونکننده عالم میداند. او بر بازگشت به اصل و مرکزیت هستی، پذیرش درد و رنج در راه عشق، و تبدیل خار به گل تأکید میکند. در نهایت، غزل با اشاره به صبر به عنوان کلید فرج و رسیدن به بارگاه الهی به پایان میرسد.
غزل با ورود “خیال خوش” و منشأ آن آغاز میشود: “آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم / در چشم مست من نگر کز کوی خمار آمدم“. خیالی خوش به من آمد و گفت که: “من از گلستان یار (معشوق) آمدهام.” به چشمان مست من نگاه کن، زیرا من از کوی خماری (محل مستی عشق) آمدهام. (اشاره به الهامی از جانب معشوق که خود سرشار از مستی است).
“سرمایه مستی منم هم دایه هستی منم / بالا منم پستی منم چون چرخ دوار آمدم“. من سرچشمه و سرمایه مستی هستم، و نیز پرورشدهنده و دایه هستی هستم. من هم بلندی هستم و هم پستی (تمام ابعاد وجود)، زیرا مانند چرخ گردان (فلک) آمدهام. (اشاره به فراگیری و جامعیت وجود عارف واصل).
مولانا به سیر از مبدأ و بازگشت به آن اشاره میکند: “آنم کز آغاز آمدم با روح دمساز آمدم / برگشتم و بازآمدم بر نقطه پرگار آمدم“. من همانم که از ابتدا (از ازل) آمدهام و با روح (الهی) همنشین و همراز بودهام. سیر کردم و بازگشتم، و به نقطه مرکزی پرگار (اصل و مبدأ هستی) رسیدهام.
“گفتم بیا شاد آمدی دادم بده داد آمدی / گفتا بدید و داد من کز بهر این کار آمدم“. (من به آن خیال خوش) گفتم: “بیا! شاد آمدی! از من کمک بخواه که حق به فریادت رسید.” (خیال خوش) گفت: “من برای دیدن و کمک کردن به تو (دادن) آمدهام، زیرا به خاطر همین کار (لطف و مدد) آمدهام.”
مولانا به بیقراری و شوق خود اشاره میکند: “هم من مه و مهتاب تو هم گلشن و هم آب تو / چندین ره از اشتاب تو بیکفش و دستار آمدم“. من هم ماه تو و هم مهتاب تو هستم (نماد نور و زیبایی). هم گلستان تو و هم آب تو هستم. بارها و بارها از شدت اشتیاق به سوی تو، بدون کفش و دستار (بیقید و فارغ از ظواهر) آمدهام.
“فرخنده نامی ای پسر گرچه که خامی ای پسر / تلخی مکن زیرا که من از لطف بسیار آمدم“. (معشوق خطاب به عاشق): “ای پسر! نام تو فرخنده و مبارک باد، گرچه هنوز خامی (نارس و بیتجربه) ای پسر! تلخی (ناراحتی و گلهمندی) مکن، زیرا من از نهایت لطف و محبت آمدهام.“
مولانا به تحول درونی از رنج عشق اشاره میکند: “خندان درآ تلخی بکش شاباش ای تلخی خوش / گلها دهم گرچه که من اول همه خار آمدم“. (ای سالک!) خندان وارد شو و تلخی (رنج عشق) را تحمل کن! آفرین بر این تلخی خوشایند! من گلها (تجلیات زیبا) به تو میدهم، گرچه خودم در ابتدا همه خار (سختی و آزار) بودم. (اشاره به پاداش معنوی رنج و تحول خار به گل).
“گل سر برون کرد از درج کالصبر مفتاح الفرج / هر شاخ گوید لاحرج کز صبر دربار آمدم“. گل (اشاره به خود گل یا نتیجه صبر) از غنچه (درج) سر بیرون آورد و گفت: “صبر، کلید گشایش (فرج) است.” هر شاخه (وجود) میگوید: “هیچ گناهی و مشکلی نیست، زیرا من با صبر به بارگاه (معشوق) رسیدهام.” (اشاره به نقش صبر در رسیدن به مقصود).
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر