مطالب پیشنهادی![]()
ز خود شدم ز جمال پر از صفا ای دل
بگفتمش که زهی خوبی خدا ای دل
غلام تست هزار آفتاب و چشم و چراغ
ز پرتو تو ظلالست جانها ای دل
نهایتیست که خوبی از آن گذر نکند
گذشت حسن تو از حد و منتها ای دل
پری و دیو به پیش تو بستهاند کمر
ملک سجود کند و اختر و سما ای دل
کدام دل که بر او داغ بندگی تو نیست
کدام داغ غمی کش نهای دوا ای دل
به حکم تست همه گنجهای لم یزلی
چه گنجها که نداری تو در فنا ای دل
نظر ز سوختگان وامگیر کز نظرت
چه کوثرست و دوا دفع سوز را ای دل
بگفتم این مه ماند به شمس تبریزی
بگفت دل که کجایست تا کجا ای دل
این غزل مولانا، **ستایش پرشور “دل” است، اما دلی که نماد یا تجلیگاه جمال بیحد الهی یا معشوق مطلق است. مولانا خود را فانی در این جمال میبیند و با اغراقهای شاعرانه، عظمت و برتری این دل را بر همه موجودات و مفاهیم دیگر بیان میکند. او بر این باور است که این دل، سرچشمه همه زیباییهاست، بر همه موجودات حکم میراند و درمان هر دردی است. غزل با اشاره به مقایسه این “مه” (دل/معشوق) با شمس تبریزی و اذعان دل به بیقیاس بودن شمس به پایان میرسد.
غزل با بیان فنای شاعر در جمال معشوق آغاز میشود: “ز خود شدم ز جمال پر از صفا ای دل / بگفتمش که زهی خوبی خدا ای دل“. ای دل (خطاب به معشوق یا حقیقت دل)، من از خود بیخود شدم (فانی گشتم) از دیدن جمال تو که سرشار از صفا و پاکی است. به او گفتم: “چه خوب است ای خدا، ای دل!” (اشاره به تجلی حق در دل).
“غلام تست هزار آفتاب و چشم و چراغ / ز پرتو تو ظلالست جانها ای دل“. هزاران آفتاب و چشم و چراغ، غلام و بنده تو هستند. ای دل، جانها از پرتو نور تو، تنها سایههایی هستند (کنایه از عظمت دل و ناچیزی موجودات در برابر آن).
مولانا به بینهایت بودن جمال دل اشاره میکند: “نهایتیست که خوبی از آن گذر نکند / گذشت حسن تو از حد و منتها ای دل“. (تعبیر: آن حد و نهایتی که زیبایی از آن فراتر نرود). زیبایی تو از هر حد و انتهایی فراتر رفته است، ای دل!
“پری و دیو به پیش تو بستهاند کمر / ملک سجود کند و اختر و سما ای دل“. پریها و دیوها در برابر تو کمر بستهاند (خدمتگزار تو هستند). فرشتگان، ستارگان و آسمان همگی بر تو سجده میکنند، ای دل! (اشاره به فرمانروایی دل بر همه موجودات).
مولانا به جامعیت دل اشاره میکند: “کدام دل که بر او داغ بندگی تو نیست / کدام داغ غمی کش نهای دوا ای دل“. کدام دلی است که بر آن، نشان بندگی تو نباشد؟ کدام داغ غم و اندوهی است که تو درمانش نباشی، ای دل؟
“به حکم تست همه گنجهای لم یزلی / چه گنجها که نداری تو در فنا ای دل“. همه گنجهای ازلی و بیزوال (که همواره بودهاند)، به فرمان تو هستند. ای دل، چه گنجهای بیشماری که تو در فنا (در حالت نیستی و فنا در حق) داری! (اشاره به کمالات بیحدی که در فنای فیالله حاصل میشود).
مولانا به قدرت نگاه دل (معشوق) اشاره میکند: “نظر ز سوختگان وامگیر کز نظرت / چه کوثرست و دوا دفع سوز را ای دل“. ای دل، نگاهت را از سوختگان (عاشقان رنجدیده) دریغ مکن! زیرا از نگاه تو، چه چشمه کوثری است و چه دوایی برای دفع سوز (درد عشق) وجود دارد!
“بگفتم این مه ماند به شمس تبریزی / بگفت دل که کجایست تا کجا ای دل“. من گفتم: “این ماه (دل/معشوق)، به شمس تبریزی میماند.” دل گفت: “او کجا و این کجا، ای دل؟” (یعنی شمس تبریزی در مرتبهای بس والاتر و بیقیاستر است).
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر