مطالب پیشنهادی![]()
سوی آن سلطان خوبان الرحیل
سوی آن خورشید جانان الرحیل
کاروان بس گران آهنگ کرد
هین سبکتر ای گرانان الرحیل
سوی آن دریای مردی و بقا
مردوار ای مردمان هان الرحیل
آفتاب روی شه عالم گرفت
صبح شد ای پاسبانان الرحیل
همچو مرغان خلیلی سوی سر
زانک بیسر نیست سامان الرحیل
سوی اصل خویش یعنی بحر جان
جمع یاران همچو باران الرحیل
ای شده بگلربگان ملک غیب
کمترینه عاشق قان الرحیل
خانه و فرزند و بستر ترک کن
اسپ و استر زین و پالان الرحیل
پیش شمس الدین تبریزی شاه
خاک بیجان گشته با جان الرحیل
این غزل مولانا، دعوتی شورانگیز و بیامان به سفر معنوی و هجرت به سوی معشوق الهی و رهایی از تعلقات دنیوی است. مولانا با تکرار عبارت “الرحیل” (کوچ کردن، کوچیدن)، بر فوریت و ضرورت این سفر تأکید میکند. او معشوق را سلطان خوبی، خورشید جانان، دریای مردی و بقا میخواند و از سالکان میخواهد که با شتاب و مردانه، به سوی اصل خویش حرکت کنند. در نهایت، با اشاره به شمس تبریزی به عنوان مقصد نهایی این سفر روحانی، بر قدرت او در جانبخشیدن به بیجانان تأکید میکند.
غزل با دعوت به کوچ آغاز میشود: “سوی آن سلطان خوبان الرحیل / سوی آن خورشید جانان الرحیل“. کوچ کنید (الرحیل) به سوی آن پادشاه زیبارویان! کوچ کنید به سوی آن خورشید جانها! (اشاره به معشوق الهی یا پیر کامل).
“کاروان بس گران آهنگ کرد / هین سبکتر ای گرانان الرحیل“. کاروان (سالکان و انسانها) بسیار کند و سنگین حرکت کرد. ای کسانی که سنگینبار هستید (گرانان، کنایه از کسانی که تعلقات دنیوی دارند)، سبکتر شوید و کوچ کنید!
مولانا به اوصاف معشوق اشاره میکند: “سوی آن دریای مردی و بقا / مردوار ای مردمان هان الرحیل“. کوچ کنید به سوی آن دریای مردانگی و جاودانگی! ای مردمان، مردانه و با شهامت کوچ کنید!
“آفتاب روی شه عالم گرفت / صبح شد ای پاسبانان الرحیل“. آفتاب چهره شاه (معشوق) جهان را فرا گرفت و روشن کرد. صبح (حقیقت) شد! ای نگهبانان (که از خواب غفلت بیدار شدهاید)، کوچ کنید!
مولانا به حرکت به سوی کمال اشاره میکند: “همچو مرغان خلیلی سوی سر / زانک بیسر نیست سامان الرحیل“. مانند مرغان حضرت ابراهیم (مرغان خلیلی، اشاره به داستان زنده شدن مرغان توسط ابراهیم برای اثبات قدرت خدا) به سوی سر (سرمنشأ و حقیقت) حرکت کنید. زیرا بدون سر (بدون رهبر و راهنما یا بدون رسیدن به اصل)، سامان و نظمی در کوچ کردن نیست.
“سوی اصل خویش یعنی بحر جان / جمع یاران همچو باران الرحیل“. به سوی اصل و منشأ خود، یعنی دریای جان (بحر جان)، کوچ کنید! ای جمع یاران، همچون باران (که به دریا میریزد) کوچ کنید!
مولانا به بیاعتنایی به دنیا اشاره میکند: “ای شده بگلربگان ملک غیب / کمترینه عاشق قان الرحیل“. ای کسانی که به غارتگران عالم غیب (شیطان یا نفس اماره) تبدیل شدهاید، کوچکترین عاشق هم قانع و راضی است (و اسیر غارتگران نیست)، پس کوچ کنید! (دعوت به رهایی از غارتگری نفس و قانع شدن به حقیقت).
“خانه و فرزند و بستر ترک کن / اسپ و استر زین و پالان الرحیل“. خانه و فرزند و بستر (تعلقات دنیوی و آسایش ظاهری) را ترک کن! اسب و استر، زین و پالان (وسایل سفر و مال و منال دنیوی) را رها کن و کوچ کن!
غزل با اشاره به شمس تبریزی به عنوان مقصد نهایی به پایان میرسد: “پیش شمس الدین تبریزی شاه / خاک بیجان گشته با جان الرحیل“. به سوی شمسالدین تبریزی، آن شاه، کوچ کن! (به گونهای که) خاک بیجان (تن خاکی) با جان (با روح الهی) همراه شود و کوچ کند! (اشاره به قدرت شمس در تبدیل ماده به روح و جانبخشی).
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر