مطالب پیشنهادی![]()
شتران مست شدستند، ببین رقص جمل
زُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل
علم ما دادهی او و ره ما جادهی او
گرمی ما دم گرمش، نه ز خورشیدِ حمل
دم او جان دهدت روز نَفَخْتُ بپذیر
کار او کُنفَیکونست نه موقوف علل
ما در این ره همه نسرین و قرنفل کوبیم
ما نه زان اُشتر عامیم که کوبیم وَحَل
شترانِ وحلی بستهی این آب و گلند
پیش جان و دل ما، آب و گلی را چه محل
ناقةالله بزاده، به دعای صالح
جهت معجزهی دین ز کمرگاه جبل
هان و هان ناقهی حقیم تعرض مکنید
تا نبُرَّد سرتان را سر شمشیر اجل
سوی مشرق نرویم و سوی مغرب نرویم
تا ابد گام زنان جانب خورشید ازل
هله بنشین تو بجنبان سَر و میگوی بلی
شمس تبریز نماید به تو اسرار غزل
این غزل مولانا، توصیفی از مستی عارفانه و رهایی از قید عقل و منطق دنیوی است. مولانا با تشبیه عاشقان به شتران مست که از ادب و علم ظاهری بیخبرند، منبع علم و راه و حرارت وجود خود را از دم معشوق میداند. او بر این باور است که عشق، آفریننده و فراتر از اسباب و علل مادی است. در نهایت، با اشاره به “ناقهالله” (شتر الهی)، خود و یارانش را ناقه حق میخواند که راهشان به خورشید ازل ختم میشود و شمس تبریزی اسرار این مستی را آشکار میسازد.
غزل با تصویری از مستی عرفانی آغاز میشود: “شتران مست شدستند، ببین رقص جمل / زُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل“. شتران (عاشقان) مست شدهاند، رقص “جمل” (شتر) را ببین! (رقصی شوریده و بیقید و بند). از شتر مست (عاشق مست) چه کسی ادب و علم و عمل ظاهری میجوید؟ (یعنی در این مستی، اینها بیاهمیت میشوند).
“علم ما دادهی او و ره ما جادهی او / گرمی ما دم گرمش، نه ز خورشیدِ حمل“. علم ما، عطا شده اوست و راه ما، همان جاده و طریق اوست. گرمی وجود ما از نفس گرم اوست، نه از خورشید برج حمل (خورشید مادی).
مولانا به قدرت خالقه معشوق اشاره میکند: “دم او جان دهدت روز نَفَخْتُ بپذیر / کار او کُنفَیکونست نه موقوف علل“. نفس او در روز “نفخت” (اشاره به آیه “و نفخت فیه من روحی”، دمیدن روح الهی در آدم) به تو جان میبخشد، این را بپذیر. کار او “کُنفَیکون” (باش! پس میشود!) است و وابسته به اسباب و علل مادی نیست.
“ما در این ره همه نسرین و قرنفل کوبیم / ما نه زان اُشتر عامیم که کوبیم وَحَل“. ما در این راه (راه عشق) همه نسرین و قرنفل (گلهای خوشبو) میکوبیم (عطر و بوی خوش تولید میکنیم). ما از آن شتران عادی و فرومایه نیستیم که “وَحَل” (گل و لای) را میکوبند (درگیر امور پست دنیوی شوند).
مولانا به بیاعتنایی عاشقان به مادیات اشاره میکند: “شترانِ وحلی بستهی این آب و گلند / پیش جان و دل ما، آب و گلی را چه محل“. شتران غرق در گل و لای (وحلی، کنایه از دنیاپرستان) بسته این آب و گل (دنیا و مادیات) هستند. در برابر جان و دل ما، آب و گل چه جایگاهی دارند؟ (بیارزشند).
“ناقةالله بزاده، به دعای صالح / جهت معجزهی دین ز کمرگاه جبل“. (شتر مادهی الهی (ناقهالله) به دعای پیامبر صالح (حضرت صالح)، از کمرگاه کوه (جبل) برای معجزه دین پدید آمد. (اشاره به قدرت الهی و معجزه).
مولانا خود و یارانش را ناقهالله میخواند: “هان و هان ناقهی حقیم تعرض مکنید / تا نبُرَّد سرتان را سر شمشیر اجل“. هان و هان (هشدار)، ما ناقه حق هستیم، به ما تعرض نکنید (با ما درگیر نشوید). تا شمشیر مرگ (شمشیر اجل) سرتان را قطع نکند. (کنایه از مقام خاص عاشقان و خطر ستیز با آنها).
“سوی مشرق نرویم و سوی مغرب نرویم / تا ابد گام زنان جانب خورشید ازل“. ما نه به سوی مشرق میرویم و نه به سوی مغرب (از حدود و جهات مادی فراتریم). ما تا ابد به سوی خورشید ازل (حقیقت ازلی و بیمکان) گام میزنیم.
غزل با دعوت به تسلیم و اشاره به شمس تبریزی به پایان میرسد: “هله بنشین تو بجنبان سَر و میگوی بلی / شمس تبریز نماید به تو اسرار غزل“. پس بنشین (آرام بگیر)، سرت را بجنبان (تصدیق کن) و بگو بلی (آری). (آنگاه) شمس تبریز اسرار این غزل (و حقایق پنهان) را به تو نشان خواهد داد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر