تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1340

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1340

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1340

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۳۴۰

هر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوت‌ها در این منزل
عوض دیدست او حاصل به جان زان سوی آب و گل

چو شخصی کو دو زن دارد یکی را دل شکن دارد
بدان دیگر وطن دارد که او خوشتر بدش در دل

تو گویی کاین بدین خوبی زهی صبر وی ایوبی
وزین غبن اندر آشوبی که این کاریست بی‌طایل

و او گوید ز سرمستی که آن را تو بدیدستی
که آن علوست و تو پستی که تو نقصی و آن کامل

بدو گر باز رو آرد و تخم دوستی کارد
حجابی آن دگر دارد کز این سو راند او محمل

چو باز آن خوب کم نازد و با این شخص درسازد
دگربار او نپردازد از این سون رخت دل حاصل

سر رشته صبوری را ببین بگذار کوری را
ببین تو حسن حوری را صبوری نبودت مشکل

همه کدیه از این حضرت به سجده و وقفه و رکعت
برای دید این لذت کز او شهوت شود حامل

بفرما صبر یاران را به پندی حرص داران را
بمشنو نفس زاران را مباش از دست حرص آکل

کسی را چون دهی پندی شود حرص تو را بندی
صبوری گرددت قندی پی آجل در این عاجل

ز بی‌چون بین که چون‌ها شد ز بی‌سون بین که سون‌ها شد
ز حلمی بین که خون‌ها شد ز حقی چند گون باطل

حروف تخته کانی بدین تأویل می‌خوانی
خلاصه صبر می‌دانی بر آن تأویل شو عامل

صبوری کن مکن تیزی ز شمس الدین تبریزی
بشر خسپی ملک خیزی که او شاهیست بس مفضل

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۳۴۰ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، دعوتی عمیق به صبر در برابر شهوات و تعلقات دنیوی و وعده دستیابی به لذات معنوی و حقیقی است. مولانا با تمثیلی زیبا از دو معشوق (دنیوی و معنوی)، به تفاوت بین لذت‌های فانی و باقی اشاره می‌کند. او بر این باور است که صبر حقیقی، نه تنها دشوار نیست، بلکه کلید رسیدن به کمال و اتصال با حقیقت الهی است. غزل با تأکید بر اهمیت این صبر در تعالیم شمس تبریزی به پایان می‌رسد.

صبر در برابر شهوت و پاداش معنوی (بیت ۱ و ۲)

غزل با بیان فضیلت صبر آغاز می‌شود: “هر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوت‌ها در این منزل / عوض دیدست او حاصل به جان زان سوی آب و گل“. ای دل، هر کس که در این منزل (دنیای فانی) در برابر شهوت‌ها صبر کرد، او پاداشی معنوی (عوض حاصل) را به جان و با تمام وجودش، از آن سوی عالم مادی (آب و گل) دریافت کرده است.

چو شخصی کو دو زن دارد یکی را دل شکن دارد / بدان دیگر وطن دارد که او خوشتر بدش در دل“. (این صبر) مانند شخصی است که دو زن دارد: یکی دل‌شکن و آزاردهنده است (زن دنیوی)، و به دیگری وطن دارد (به او وابسته است) که او در دلش خوش‌تر و دلنشین‌تر بوده است (معشوق معنوی).

فایده‌مند نبودن بی‌صبری و کمال معنوی (بیت ۳ و ۴)

مولانا به بی‌فایدگی بی‌صبری اشاره می‌کند: “تو گویی کاین بدین خوبی زهی صبر وی ایوبی / وزین غبن اندر آشوبی که این کاریست بی‌طایل“. تو (خطاب به شخص غافل) می‌گویی که این (معشوق ظاهری) با این خوبی (زیبایی)، چه صبر ایوب‌گونه‌ای که او (صابر) دارد! و از این ضرر و زیان (غبن) آشوب‌زده می‌شوی که “این کاری بی‌فایده و بی‌حاصل است.” (از اینکه دیگری از لذات ظاهری دست کشیده، تعجب می‌کنی).

و او گوید ز سرمستی که آن را تو بدیدستی / که آن علوست و تو پستی که تو نقصی و آن کامل“. اما آن شخص صابر (عاشق حقیقی) از سر مستی (شور و بی‌خودی معنوی) می‌گوید: “آنچه تو دیده‌ای (لذت دنیوی)، پست و حقیر است و تو خود ناقصی، در حالی که آن (لذت معنوی) عالی و کامل است.”

مانع‌تراشی معشوق ظاهری و گریز از آن (بیت ۵ و ۶)

مولانا به موانع راه معنوی اشاره می‌کند: “بدو گر باز رو آرد و تخم دوستی کارد / حجابی آن دگر دارد کز این سو راند او محمل“. اگر (عاشق) به سوی آن (معشوق ظاهری) بازگردد و تخم دوستی‌اش را بکارد (دوباره به آن دل ببندد)، آن دیگری (معشوق معنوی) حجابی برپا می‌کند که از این سمت (جهان مادی) محمل (جهاز شتر، نماد وصال) را دور می‌راند. (مانع رسیدن می‌شود).

چو باز آن خوب کم نازد و با این شخص درسازد / دگربار او نپردازد از این سون رخت دل حاصل“. هنگامی که آن خوب (معشوق معنوی) دوباره کم ناز می‌کند (خود را می‌نمایاند) و با این شخص (عاشق) سازگاری می‌کند (درسازد)، دگربار آن (عاشق) از این سو (دنیا) رخت دلش را برنمی‌چیند (پایان نمی‌دهد) تا حاصل و نتیجه‌ای (از این رخت‌برچیدن) به دست آورد. (بیت کمی پیچیده است، می‌تواند به این معنا باشد که اگر عاشق دل به معشوق معنوی دهد، دیگر به معشوق دنیوی نمی‌پردازد).

زیبایی معنوی و آسان شدن صبر (بیت ۷ و ۸)

مولانا به زیبایی‌های معنوی اشاره می‌کند: “سر رشته صبوری را ببین بگذار کوری را / ببین تو حسن حوری را صبوری نبودت مشکل“. سر رشته صبر را ببین، و جهل و نادانی (کوری) را کنار بگذار. زیبایی حوریان بهشتی (و لذت‌های معنوی) را ببین؛ آنگاه صبر برایت دشوار نخواهد بود.

همه کدیه از این حضرت به سجده و وقفه و رکعت / برای دید این لذت کز او شهوت شود حامل“. تمام درخواست‌ها (کدیه) از این درگاه الهی (حضرت)، با سجده و توقف و رکوع (عبادت) است. برای دیدن این لذتی (لذت معنوی) که شهوت (اشتیاق شدید به این لذت) حامل و منشأ آن می‌شود.

نصیحت به صابران و پرهیز از حرص (بیت ۹ و ۱۰)

مولانا به نصیحت و تربیت نفس اشاره می‌کند: “بفرما صبر یاران را به پندی حرص داران را / بمشنو نفس زاران را مباش از دست حرص آکل“. صبر را به دوستانت فرمان بده و حرص‌ورزان را پند بده. به ناله‌های نفس اماره گوش مکن و برده و خوراک حرص مباش (آکل از دست حرص: خورده شده توسط حرص).

کسی را چون دهی پندی شود حرص تو را بندی / صبوری گرددت قندی پی آجل در این عاجل“. هنگامی که به کسی پندی می‌دهی، حرص برای تو بندی (قید و مانع) می‌شود. صبوری برایت شیرین می‌شود (قندی) برای رسیدن به پاداش اخروی (آجل) در این دنیای فانی (عاجل).

تحولات غیبی و تبدیل‌ها (بیت ۱۱ و ۱۲)

مولانا به قدرت تحول‌بخش حق اشاره می‌کند: “ز بی‌چون بین که چون‌ها شد ز بی‌سون بین که سون‌ها شد / ز حلمی بین که خون‌ها شد ز حقی چند گون باطل“. از بی‌چون (حق بی‌مثال) ببین که چگونه “چون‌ها” (محدودیت‌ها و کیفیت‌ها) خلق شد. از بی‌سوی (حق بی‌جهت) ببین که چگونه “سوی‌ها” (جهت‌ها) پدید آمد. از بردباری (حلم) ببین که چگونه خون‌ها (کشتار و جنگ‌ها) پدید آمد. (و از قدرت حق) چند نوع باطل به حق تبدیل شد. (اشاره به قدرت تبدیل‌کننده خداوند که از بی‌جهتی، جهت‌ها را خلق می‌کند و از بردباری، رنج‌ها را).

حروف تخته کانی بدین تأویل می‌خوانی / خلاصه صبر می‌دانی بر آن تأویل شو عامل“. حروف تخته کانی (نماد دانش ظاهری یا رموز هستی) را با این تأویل و تفسیر می‌خوانی. (اکنون که) خلاصه صبر را می‌دانی، بر آن تأویل (و عمل) عامل شو.

صبوری و شمس تبریزی (بیت ۱۳)

غزل با اشاره به شمس تبریزی به پایان می‌رسد: “صبوری کن مکن تیزی ز شمس الدین تبریزی / بشر خسپی ملک خیزی که او شاهیست بس مفضل“. صبر کن و عجله مکن، از شمس‌الدین تبریزی (الهام بگیر). او انسانی است که با خوابیدن (فنا) به مقام ملکی (فرشتگی و معنویت) می‌رسد (بشر خسپی ملک خیزی). زیرا او پادشاهی است بسیار بخشنده و برگزیده (مفضل).

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: