مطالب پیشنهادی![]()
هر کی در او نیست از این عشق رنگ
نزد خدا نیست به جز چوب و سنگ
عشق برآورد ز هر سنگ آب
عشق تراشید ز آیینه زنگ
کفر به جنگ آمد و ایمان به صلح
عشق بزد آتش در صلح و جنگ
عشق گشاید دهن از بحر دل
هر دو جهان را بخورد چون نهنگ
عشق چو شیرست نه مکر و نه ریو
نیست گهی روبه و گاهی پلنگ
چونک مدد بر مدد آید ز عشق
جان برهد از تن تاریک و تنگ
عشق ز آغاز همه حیرتست
عقل در او خیره و جان گشته دنگ
در تبریزست دلم ای صبا
خدمت ما را برسان بیدرنگ
این غزل مولانا، ستایشی تمامعیار از قدرت و عظمت عشق الهی است. مولانا تأکید میکند که وجود بیعشق بیارزش است و عشق قادر به تغییر و دگرگونی درونی و بیرونی است. او عشق را فناکننده دوگانگیها و جنگها میداند و آن را همچون شیری بیپروا توصیف میکند که جان را از زندان تن رها میسازد. در نهایت، با اشاره به حیرتانگیزی عشق، دل خود را در تبریز، نزد شمس، مییابد.
غزل با بیان اهمیت عشق آغاز میشود: “هر کی در او نیست از این عشق رنگ / نزد خدا نیست به جز چوب و سنگ“. هر کس که از این عشق (عشق الهی) رنگی و نشانی در وجودش نیست، نزد خدا جز چوب و سنگ (بیارزش و بیجان) محسوب نمیشود.
“عشق برآورد ز هر سنگ آب / عشق تراشید ز آیینه زنگ“. عشق (با قدرت خود) از هر سنگی، آب جاری کرد (کنایه از خلق حیات و زیبایی از جمادات یا شفقتآور کردن دلهای سخت). عشق زنگار را از آیینه دل (از هرگونه کدورت و غفلت) زدود و آن را صیقل داد.
مولانا به نقش عشق در فراتر رفتن از دوگانگیها اشاره میکند: “کفر به جنگ آمد و ایمان به صلح / عشق بزد آتش در صلح و جنگ“. کفر به جنگ برخاست و ایمان به صلح تمایل داشت. اما عشق (به دلیل وحدتبخشی خود) در هر دو، یعنی هم در صلح و هم در جنگ، آتش زد (آنها را در خود فنا کرد و از بین برد).
“عشق گشاید دهن از بحر دل / هر دو جهان را بخورد چون نهنگ“. عشق دهان خود را از دریای دل (از عمق بیکران قلب عاشق) میگشاید. و هر دو جهان (دنیا و آخرت) را مانند نهنگ (که هر چیز را میبلعد) در خود فرو میبرد. (اشاره به فنای دو جهان در عظمت عشق).
مولانا ماهیت خالص عشق را بیان میکند: “عشق چو شیرست نه مکر و نه ریو / نیست گهی روبه و گاهی پلنگ“. عشق مانند شیر است؛ نه حیله و فریب (مکر و ریو) در آن است. و (همچنین) گاهی روباه و گاهی پلنگ نیست (همیشه بر یک خوی و صفت است و ثبات دارد، برعکس موجودات دو رو).
“چونک مدد بر مدد آید ز عشق / جان برهد از تن تاریک و تنگ“. هنگامی که پیوسته مدد و یاری از عشق برسد، جان از تن تاریک و تنگ (جسم مادی و محدودیتهای دنیوی) رها میشود.
مولانا به حیرتانگیزی عشق و جایگاه دل اشاره میکند: “عشق ز آغاز همه حیرتست / عقل در او خیره و جان گشته دنگ“. عشق از همان ابتدا سراسر حیرت و شگفتی است. عقل در آن حیران و مبهوت میماند و جان نیز بیخود و سرگشته (دنگ) میشود.
“در تبریزست دلم ای صبا / خدمت ما را برسان بیدرنگ“. ای باد صبا، دل من در تبریز است (نزد شمس). خدمت و پیام ما را بیدرنگ به او برسان.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر