تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1331

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1331

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1331

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۳۳۱

هر کی در او نیست از این عشق رنگ
نزد خدا نیست به جز چوب و سنگ

عشق برآورد ز هر سنگ آب
عشق تراشید ز آیینه زنگ

کفر به جنگ آمد و ایمان به صلح
عشق بزد آتش در صلح و جنگ

عشق گشاید دهن از بحر دل
هر دو جهان را بخورد چون نهنگ

عشق چو شیرست نه مکر و نه ریو
نیست گهی روبه و گاهی پلنگ

چونک مدد بر مدد آید ز عشق
جان برهد از تن تاریک و تنگ

عشق ز آغاز همه حیرتست
عقل در او خیره و جان گشته دنگ

در تبریزست دلم ای صبا
خدمت ما را برسان بی‌درنگ

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۳۳۱ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، ستایشی تمام‌عیار از قدرت و عظمت عشق الهی است. مولانا تأکید می‌کند که وجود بی‌عشق بی‌ارزش است و عشق قادر به تغییر و دگرگونی درونی و بیرونی است. او عشق را فناکننده دوگانگی‌ها و جنگ‌ها می‌داند و آن را همچون شیری بی‌پروا توصیف می‌کند که جان را از زندان تن رها می‌سازد. در نهایت، با اشاره به حیرت‌انگیزی عشق، دل خود را در تبریز، نزد شمس، می‌یابد.

بی‌ارزشی بی‌عشقی و قدرت عشق (بیت ۱ و ۲)

غزل با بیان اهمیت عشق آغاز می‌شود: “هر کی در او نیست از این عشق رنگ / نزد خدا نیست به جز چوب و سنگ“. هر کس که از این عشق (عشق الهی) رنگی و نشانی در وجودش نیست، نزد خدا جز چوب و سنگ (بی‌ارزش و بی‌جان) محسوب نمی‌شود.

عشق برآورد ز هر سنگ آب / عشق تراشید ز آیینه زنگ“. عشق (با قدرت خود) از هر سنگی، آب جاری کرد (کنایه از خلق حیات و زیبایی از جمادات یا شفقت‌آور کردن دل‌های سخت). عشق زنگار را از آیینه دل (از هرگونه کدورت و غفلت) زدود و آن را صیقل داد.

عشق، ورای صلح و جنگ (بیت ۳ و ۴)

مولانا به نقش عشق در فراتر رفتن از دوگانگی‌ها اشاره می‌کند: “کفر به جنگ آمد و ایمان به صلح / عشق بزد آتش در صلح و جنگ“. کفر به جنگ برخاست و ایمان به صلح تمایل داشت. اما عشق (به دلیل وحدت‌بخشی خود) در هر دو، یعنی هم در صلح و هم در جنگ، آتش زد (آن‌ها را در خود فنا کرد و از بین برد).

عشق گشاید دهن از بحر دل / هر دو جهان را بخورد چون نهنگ“. عشق دهان خود را از دریای دل (از عمق بیکران قلب عاشق) می‌گشاید. و هر دو جهان (دنیا و آخرت) را مانند نهنگ (که هر چیز را می‌بلعد) در خود فرو می‌برد. (اشاره به فنای دو جهان در عظمت عشق).

عشق، همچون شیر (بیت ۵ و ۶)

مولانا ماهیت خالص عشق را بیان می‌کند: “عشق چو شیرست نه مکر و نه ریو / نیست گهی روبه و گاهی پلنگ“. عشق مانند شیر است؛ نه حیله و فریب (مکر و ریو) در آن است. و (همچنین) گاهی روباه و گاهی پلنگ نیست (همیشه بر یک خوی و صفت است و ثبات دارد، برعکس موجودات دو رو).

چونک مدد بر مدد آید ز عشق / جان برهد از تن تاریک و تنگ“. هنگامی که پیوسته مدد و یاری از عشق برسد، جان از تن تاریک و تنگ (جسم مادی و محدودیت‌های دنیوی) رها می‌شود.

حیرت عشق و مکان دل (بیت ۷ و ۸)

مولانا به حیرت‌انگیزی عشق و جایگاه دل اشاره می‌کند: “عشق ز آغاز همه حیرتست / عقل در او خیره و جان گشته دنگ“. عشق از همان ابتدا سراسر حیرت و شگفتی است. عقل در آن حیران و مبهوت می‌ماند و جان نیز بی‌خود و سرگشته (دنگ) می‌شود.

در تبریزست دلم ای صبا / خدمت ما را برسان بی‌درنگ“. ای باد صبا، دل من در تبریز است (نزد شمس). خدمت و پیام ما را بی‌درنگ به او برسان.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: